مقالات توسعه فردی

قانون مهم موفقیت و توسعه فردی

همیشه در خصوص موفقیت و توسعه فردی صبحت های بسیاری شده است و درباره آن زیاد صحبت می کنند. در این مطلب در خصوص یک قانون مهم صحبت می کنم، ایمان به خودمان و اینکه موفقیت ارتباط مستقیم با خود ما دارد


تخم مرغی که از بیرون شکسته شود تنها بدرد درست کردن نیمرو میخورد ولی تخم مرغی که از درون می شکند تبدیل به جوجه می شود و لایق زندگی است

موفقیت و توسعه فردی
در زندگی هم این موضوع صدق می کند، تنها کسی که می تواند به شما در رسیدن به موفقیت کمک کند ، خودتان هستید و دیگران تنها می توانند شما را راهنمایی کنند و به شما مشورت دهند.
البته این نکته را نباید فراموش کرد که استفاده از مشاوره و راهنمایی افرادی که صلاحیت دارند و باتجربه هستند، به سود ماست.
در زندگی مسئولیت پذیر باشید، از کارها و سختی ها فرار نکنید، آدم های عادی و بی هدف همواره نق می زنند، شکایت می کنند و همیشه ناراضی هستند، شما اینطور نباشید، همیشه بدنبال فرصت باشید.
به دنبال کارهای ساده و راحت نگردید، انجام کارهای ساده از عهده همه بر می آید، انسان های بزرگ موفق کارهای بزرگ انجام می دهند، موفقیت در گرو تلاش فراوان و کار هوشمندانه هست.
برای درک بهتر این موضوع، داستان زیر را بخوانید:

 

شانگهای یا پكن

در كشور چین، دو مرد روستایی می خواستند برای یافتن شغل به شهر بروند. یكی از آن ها می خواست به شانگهای برود و دیگری به پكن. اما در سالن انتظار قطار، آنان برنامه خود را تغییر دادند زیرا مردم می گفتند كه شانگهایی ها خیلی زرنگ هستند و حتی از غریبه هایی كه از آنان آدرس می پرسند پول می گیرند اما پكنی ها ساده لوح هستند و اگر كسی را گرسنه ببینند نه تنها غذا، بلكه پوشاك به او می دهند.

فردی كه می خواست به شانگهای برود با خود فكر كرد: «پكن جای بهتری است، كسی در آن شهر پول نداشته باشد، باز هم گرسنه نمی ماند. با خود گفت خوب شد سوار قطار نشدم و گرنه به گودالی از آتش می افتادم.»

فردی كه می خواست به پكن برود پنداشت كه شانگهای برای من بهتر است، حتی راهنمایی دیگران نیز سود دارد، خوب شد سوار قطار نشدم، در غیر این صورت فرصت ثروتمند شدن را از دست می دادم. هر دو نفر در باجه بلیت فروشی، بلیت هایشان را با هم عوض كردند. فردی كه قصد داشت به پكن برود بلیت شانگهای را گرفت و كسی كه می خواست به شانگهای برود بلیت پكن را به دست آورد.

نفر اول وارد پكن شد. متوجه شد كه پكن واقعا شهر خوبی است. ظرف یك ماه اول هیچ كاری نكرد. همچنین گرسنه نبود. در بانك ها آب برای نوشیدن و در فروشگاه های بزرگ شیرینی های تبلیغاتی را كه مشتریها می توانستند بدون پرداخت پول بخورند، می خورد.
فردی كه به شانگهای رفته بود، متوجه شد كه شانگهای واقعا شهر خوبی است هر كاری در این شهر حتی راهنمایی مردم و غیره سود آور است. فهمید كه اگر فكر خوبی پیدا شود و با زحمت اجرا گردد، پول بیشتری به دست خواهد آمد. او سپس به كار گل و خاك روی آورد.

پس از مدتی آشنایی با این كار، ۱۰ كیف حاوی از شن و برگ های درختان را بارگیری كرده و آن را «خاك گلدان» نامید و به شهروندان شانگهایی كه به پرورش گل علاقه داشتند فروخت.
در روز ۵۰ یوان سود برد و با ادامه این كار در عرض یك سال در شهر بزرگ شانگهای یك مغازه باز كرد.
او سپس كشف جدیدی كرد؛ تابلوی مجلل بعضی از ساختمان های تجاری كثیف بود. متوجه شد كه شركت ها فقط به دنبال شستشوی عمارت هستند و تابلو ها را نمی شویند. از این فرصت استفاده كرد. نردبان، سطل آب و پارچه كهنه خرید و یك شركت كوچك شستشوی تابلو افتتاح كرد.

شركت او اكنون ۱۵۰ كارگر دارد و فعالیت آن از شانگهای به شهرهای هانگجو و ننجینگ توسعه یافته است.
او اخیرا برای بازاریابی با قطار به پكن سفر كرد. در ایستگاه راه آهن، آدم ولگردی را دید كه از او بطری خالی می خواست. هنگام دادن بطری، چهره كسی را كه پنج سال پیش بلیط قطار را با او عوض كرده بود به یاد آورد …….

 


نظرتون درباره داستان چی بود؟؟!!
شما فرصت ها را چطور می بینید، اگر شما بودید به پکن می رفتید یا شانگهای؟؟
این قدرت اراده، تصمیم و پشتکار هست که شما را در هر حال و زمانی و با هر بودجه ای موفق می کند
برای بهتر بودن و بهتر زندگی کردن بایستی بهتر و بیشتر تلاش کنید، تلاشی هدفمند ….

در جهان تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد.(شیللر)

 

لطفا به این مقاله امتیاز بدهید
برچسب ها

مجتبی شیخ علی

من مجتبی شیخ علی هستم، مشاور، مدرس و نویسنده در زمینه ارتباطات، مذاکره و مدیریت کسب وکار ..//.. زندگی و کسب کار ما سراسر ارتباط و مذاکره است و قرار است در این سایت اصول آن را باهم مرور کنیم ..//..

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن