در مهم شما خوانده اید و هم من در سایت در این خصوص چندین مطلب ارائه کرده ام که مذاکره کننده ای که آلترناتیو درمذاکره اش نداشته باشد، قدرت کمتری نسبت به مذاکره کننده ای دارد که با آلترناتیوهای مناسب بر سر میز مذاکره می نشیند.
نباید فراموش کرد که آلترناتیو یکی از ضروریات مذاکره است اما همین آلترناتیو می توند چالش ها و دام هایی برای مذاکره کننده داشته باشد که اگر بصورت صحیح انتخاب نشوند و در صورت عدم آگاهی، ممکن است به ضرر مذاکره کننده تمام شود.
در این مطلب خطرات و دام های آلترناتیو را مرور می کنیم:
زمانی که یک آلترناتیو نامناسب داشته باشیم، ممکن است سطح خواسته ها و انتطارات ما تا همان حد پایین بیاید. بعنوان مثال برای مذاکره حقوق، فردی تنها از یک شرکت پیشنهاد کار دارد، آنهم با حقوقی که تنها ۱۰% از حقوق فعلی بالاتر است. این فرد ممکن است در مذاکره حقوقش به همین مقدار کم افزایش حقوق، براساس آلترناتیوش بسنده کند در حالی که اگر تحقیق بیشتری می کرد متوجه می شد که حق او حقوقی چند برابر بوده است.
یکی از موضوعات مهمی که هر مذاکره کننده ای باید بداند و رعایت کند این است که گزینه های جایگزین مذاکره خودش را مگر در مواقعی که میشود (این موارد در مطلبی جداگانه توضیح داده شده است، برای مطالعه اینجــــــــــــــــا کلیک نمایید.) نباید افشا کند. زمانی که گزینه جایگزین را مطرح می کنید علاوه بر بالا بردن قدرت چانه زنی مخاطب و حداقل انتظار شما، این احتمال وجود دارد که مخاطب شما در مذاکره، با آلترناتیوهای شما ارتباط برقرار کرده و با زدوبند شرایطی را ایجاد کنند که منجر به شکست شما در مذاکره شود.
گاهاً پیش می آید که مذاکره کننده، تصمیم میگیرد در خصوص گزینه های جایگزین خودش، بلوف بزند. این موضوع یکی از ریسک های بزرگ در مذاکره است که در ممکن است باعث شود، به اصلاح معروف مذاکره کننده از همه رانده شود. کارمندی را تصور کنید که برای افزایش حقوق بلوف می زند که شرکتی به او پیشنهادی با حقوق ۳ برابر داده است، حال اگر مدیر به او بگوید که حتماً این شغل جدید را انتخاب کن و شرکت ما را ترک کن چرا که نمی خواهیم جلوی پیشرفتت را بگیریم، این کارمند چه باید بکند؟
مذاکره کننده ای که آلترناتیوهای فراوانی را ایجاد می کند، ممکن است پیش از همه به خودش آسیب بزند. یکی از این آسیب ها بی انگیزگی و بی میلی برای مذاکره است و از طرفی آلترناتیوهای زیاد داشتن باعث می شود اعتماد به شما در مذاکره ها از بین برود، چرا که فردی که مدام با آلترناتیوهای مختلف جلسه می گذارد و به همه گفتگو می کند، به زودی برای همه شناخته می شود و این اعتماد را از بین می برد.
13 دیدگاه دربارهٔ «نقدی بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی»
عرض سلام خدمت جناب شیخ علی این کتاب و من خواندم بعضی چیزها رو درست میگه اینکه مردم پولی که بدست میارن سریع خرج میکنن و خودشونو میندازن تو قرض به جای اینکه با پول سرمایه گذاری کنن بعد با سود سرمایه گذاری چیزی بخرن. جدیدا قرار کارتهای اعتباری که تواین کتاب ذکر کرده در کشور ما هم رواج پیدا کنه که این باعث میشه بعد از استفاده از این کارتها برای پرداخت اقساط بیشتر کار کنن و زحمت بکشن و خلاصه همیشه تو قرض باشن که به نظر من از بعضی جنبه ها ذوش مناسبی نباشه از نظر سرمایه گذاری در مسکن و کارای بزرگ درسته متناسب کشور ما نیست به هر حال ممنون از راهنماییهاتون
درود بر شما دقیقا درست می فرمایید.
سلام وقتتان بخیر
شما چه کتابی را پیشنهاد میدید که با سیستم مالی و اقتصادی ایران هم سازگاری داشته باشه؟
سلام، وقت بخیر
متاسفانه کتاب خاصی در این حوزه مطالعه نکردم و نمی شناسم.
من امثال شمارو خوب میشناسم شروع میکنید به سرکوب یک کتاب یا محصول و به جاش محصولات خودتونو تبلیغ کنین که مثلا اون بده مال ما خوبه از ما خرید کنید.امثال شماها هزار سال دیگه نمیتونه جای امثال کیوساکی رو بگیره.شما هزاران نکته خوب این کتابو رها کردی چسبیدی به دو سه موردی که تو ایران کاربرد نداره.برو توبه کن و به جای سرکوب این کتاب سعی کن با تلاش خودتو به سطح رابرت کیوساکی برسونی.
آقا سعید سلام
ممنون بابت نظرت،
دوست من، در این مطلب فقط این کتاب را نقد کردم، اونهم برای ارتباطش با فرهنگ و اقتصاد خودمون،
من هیچ کجای متن توهینی به رابرت کیوساکی نکردم، صرفاً تمرکز کلی مترجم ها و انتشاراتی روی این کتاب و تبلیغ اون بود که این نقدر را نوشتم.
در ضمن، من شغل و تخصصم، موضوع دیگه ای هست و اصلاً در زمینه هوش مالی ادعایی ندارم که بخوام کتاب یا محصول خودم را معرفی کنم.
در ضمن، وقتی در خصوص منابع معتبر در خصوص هوش مالی جستجو می کنیم، این کتاب در صدر منابع نیست.
به زودی این مطلب را ویرایش خواهم کرد و بیشتر توضیح می دهم.
در ضمن هیچ وقت نقد کردن بد نیست، بلکه خوبه و کمک میکنه دید بهتری داشته باشیم (-:
اولا در مورد نقد کتاب ممنونم
دوما به نظرم این کتاب، کتابی هست که حتما باید خونده بشه البته مطالب غیر مرتبط هم داره
در ضمن از انتقادپذیری شما و این که طلب منتقد رو منتشر کردین، بسیار شوکه شدم
سلام
با اینکه کتاب باید خونده بشه، من هم موافقم، این خیلی عالیه که ما کتابهای مختلف و نظرات مختلف را بخونیم و نسبت به اونها آگاه باشیم، همونطور که خودم هم این کتاب را خوندم.
من نظرم را در مورد این کتاب گفتم همانطور که خیلی از دوستان نظر مخالف من دارند.
به نظر من نقد کتاب اون هم به این شکل زمانی معنا میدهد که شما مخاطب کتاب باشید. رابرت کیوساکی کتاب را برای ایرانیان ننوشته و اشکالی هم ندارد که تطبیق نداشته باشد. به نظر من باید نقد خود را اینگونه بیان کنید که: اینکه چه مقدار شیوه تجارت رابرت کیوساکی در ایران جواب میدهد نامعلوم و حتی شاید در مواردی ناممکن هست. اما نکته مهم این است که این کتاب میتواند نکات مهمی را در مورد پول و دانش پول و چگونگی نگاه کردن به پول به ما آموزش دهد و…
درود بر شما
سلام
در کل نقد تمامی کتابها کاری پسندیده هست. مباحثه بین مردم بر سر موضوعات مختلف، در کشورهای اروپایی خیلی پررنگ تر از کشور ماست. اندیشه افراد با بحث و نقد رشدِ بیشتری داره.
در مورد کتاب مذکور، من نظر مثبتی دارم. غیر از رابرت کیوساکی، نویسنده ای سراغ ندارم که خیلی ساده و شفاف در مورد چهار راهی که افراد درآمدشونو کسب میکنن، اطلاعات بده. کیوساکی، افراد مختلف از لحاظ درآمد رو از دیدگاهِ ذهنیت هاشون تقسیم بندی میکنه و سعی میکنه به خواننده یاد بده چطور مثل یه پولدار به دنیا نگاه کنیم… در مورد ساختار کسب و کار توضیح میده و کمکمون میکنه شغلِ سادمون رو توسط سیستم های کسب و کار، توسعه بدیم. نوشته های رابرت در مجموع از دو بُعد تشکیل میشن. بعد اول نظم دادن به ذهنیت افراد در رابطه با ثروت مادی و بُعد دوم اطلاعاتِ اقتصادِ شخصی…
خیلی عالی
درست می فرمایید.
این برداشت ها، از دیدگاه افراد انتقال پیدا می کند و همانطور که گفته ام، من صرفاً نظر شخصی خودم را می نویسم و این به معنی این نیست که کتابی مفید نیست. و چه بسا این کتاب برای بسیاری از دوستان، بسیار راهگشا و موثر بوده است.
ممنون از شما که در این بحث شرکت کردید (:
باسلام
کتاب فوق عملا خیلی از مباحث کلی اقتصاد در مدیریت را زیر سوال برده، نویسنده سعی در برهم زدن قوانین واقعی حداقل جامعه کنونی و اوضاع و احوالات اقتصادی و بالاخص متد های نوین مدیریت استراتژیک و مبحث swot دارد لذا با مطالعه بخشی از کتاب از نظر بنده، مغایر با اصول اولیه علوم اقتصادی میباشد