یکی از موضوعات مهم در ارتباطات، توانایی این است که بتوانیم بگونه ای صحبت کنیم که دیگران به حرفه ها و صحبت های ما گوش بدهند.
در این ویدئوی آموزشی ۴ راهکار برای ترغیب دیگران به گوش دادن به ما را با شما در میان گذاشتم ام.
حهت دانلود ویدئو بالا اینجــــا کلیک نمایید
متن فایل ویدئویی بالا برای دوستانی که خواندن را به دیدن و شنیدن ترجیح میدهند
به نام خدا سلام
در یکی از ویدیو ها در خصوص گوش دادن فعال صحبت کردیم و گفتیم که این موضوع، یعنی گوش دادن چه اهمیتی در ارتباط به مذاکره ما دارد و باید بهش توجه کنیم. (این ویدئو را از اینجـــــــا مشاهده نمایید)
پیروی این ویدئو یکی از دوستان سوال مهمی مطرح کردند مبنی بر اینکه چکار کنم دیگران به صحبتهای من گوش بدهند؟
وقتی این سوال مطرح میشه مسلماً جوابش را باید در مباحث مرتبط با فن بیان و ارتباطات کلامی پیدا کنیم، اینکه من چه جذابیت های کلامی داشته باشم و چه نکاتی را در صحبت کردن هایم و در ارتباطم با دیگران رعایت کنم که باعث بشه دیگران به حرف های من گوش بدهند.
در این ویدئو و ویدئوهای بعدی به برخی از این نکات می پردازیم که می تواند به ما کمک کند در بگونه ای با دیگران ارتباط برقرار کنیم که به صحبت های ما گوش بدهند.
البته لازمه این کار، اینکه بتوانید آنقدر جذابیت کلامی داشته باشید که به حرف های شما بخوبی گوش داده بشه، اینه که برید به سراغ آموزه های مرتبط با فن بیان و ارتباطات کلامی و نکات مختلف در خصوص تسلط کلامی را یاد بگیرید.
اما بریم سراغ نکاتی که می تونه به ما کمک کنه به گونه ای با دیگران ارتباط برقرار کنیم که اونها به حرفهای ما گوش بدهند.
خود گوش دادن است. زمانی که ما به حرف های دیگران گوش می دهیم اتفاقی که می افتد، عمل متقابل فرد مقابل است، یعنی او هم به بهترین نحو ممکن به حرف ها و صحبت های ما گوش می دهد.
در کتاب آیین دوست یابی دیل کارنگی، فردی معرفی می شود که دیل کارنگی می گوید این فرد جذابیت بسیار بالایی داشت و همه او را به عنوان فردی خوش صحبت و فردی که از ارتباط با او لذت می بردند معرفی می کردند، از این فرد پرسید تو چکار می کنی که همه در مورد خوش صحبت بودن و جذاب بودن تو حرف می زنند؟ جواب این فرد این بود: من سعی می کنم به حرف دیگران گوش بدهم.
پس اولین تکنیکی که می توانیم از اون استفاده کنیم تا دیگران به حرف های ما گوش بدهند این هست که ابتدا سعی کنیم ما به حرف آنها گوش کنیم.
که می توان به آن اشاره کرد، مصداق این شعر است: کم گوی و گزیده گوی چون دُر — تا زاندک تو جهان شود پر
آدم هایی که کم حرف می زنند، جملات کوتاهی استفاده می کنند، صحبت های آنها کوتاه و بخش بندی هست، آدم های جذاب تری هستند و راحت می توان حرف آنها را فهمید تا فردی که مدام و طولانی صحبت می کند.
صحبت های طولانی مخاطب شما را گیج می کند و مخاطب شما متوجه حرف های شما نمی شود و در نتیجه به حرف های شما گوش نمی دهد.
پس اگر می خواهید مخاطب شما، فردی که روبروی شما نشسته است، به حرف های شما گوش بدهد، سعی کنید از جملات کوتاه استفاده کنید.

موضوعی که میشه در موردش صحبت کرد، بحث قبول داشتن حرف های خودتون هست. می گویند سخنی کز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.
اگر حرفی که می زنید، صحبتی که انجام می دهید را خودتون قبول داشته باشید، مخاطب شما هم اونها را می پذیره، حرف هایی که وجود شما بیرون می آید و شما به آنها اعتقاد دارید، روی مخاطب شما هم تاثیر می گذارد و مخاطب شما حرفهایتان را می پذیرد.
موضوعی که می تونه به ما کمک کنه دیگران به حرف های ما گوش کنند، استفاده از جذابیت های کلامی است. اینکه من در صحبت هام یکسری جذابیت هایی داشته باشم که مخاطب مایل باشه به حرف های من گوش کنه.
ما چهارتا نکته را گفتیم و دوتاش به این جذابیت ها کلامی مرتبط بود، کوتاه صحبت کردن و عقیده داشتن به حرف های خودمان.
اما نکات دیگری هم هست، استفاده از ضرب المثل ها و داستان ها.
پس از اگر می خوام جذابیت کلامیم بالا بره و دیگران به حرف های من گوش بدهند، باید دایره اطلاعات خودم را در خصوص این موضوعات، یعنی حکایت ها، داستان ها و ضرب المثل ها بالا ببرم. اینطور از این موراد در صحبت هام بیشتر استفاده می کنم و میزان جذابیت صحبت هایم بیشتری می شود و دیگران بهتر به حرف های من گوش می دهند.
پس یکی از راه های جذابیت کلامی، استفاده از داستان ها، نقل قول و ضرب المثل هاست، اینکه من آدم های مختلف را بشناسم یا اینکه حتی اطلاعات عمومی خودم را بالا ببرم تا بتونم اطلاعاتی را به آدم ها بدم که براشون جذاب باشه و لازمه اینکار هم مطالعه کردن هست. زمانی که من میزان مطالعه خودم را از میانگین افرادی که در اطرافم هستند بیشتری می کنم، صحبت هایم در بین آنها جذاب خواهد بود.
در خصوص جذابیت های کلامی و اینکه چطور صحبت کنیم که دیگران حرف های ما را بپذیرند، نکات بسیار زیادی وجود دارد که مطمئناً ما در این ویدئوها نمی توانیم همه آنها را بیان کنیم.
در یک دوره آموزشی که بصورت کامل همه این موارد اشاره شده، با عنوان فن بیان و ارتباطات کلامی موثر، من همه این موارد را آنجا توضیح داده ام، مواردی مانند اینکه چطور فن بیان بهتری داشته باشم، چطور روی صدای خودم کار کنم، چه تمرین هایی انجام بدهم که تسلط کلامی بالا برود، اینکه چطور کلمات بیشتری را بدانم و زیباتر صحبت کنم، می تونه به جذابیت های ما و بهتر صحبت کردن ما کمک کنه.
اینها همه در دوره فن بیان و ارتباطات کلامی موثر بیان شده است و در مورد آنها کامل توضیح داده ایم و در خصوص موارد مختلف و بسیار زیادی که می تواند به ما کمک کند.
می توانید داخل سایت sheikhali.ir بشوید و توضیحات دوره و یک ویدئو معرفی را مشاهده نمایید.
امیدوارم همیشه و در همه حال به گونه ای صحبت کنید و به گونه ارتباط برقرار کنید که دیگران از ارتباط و هم صحبتی با شما لذت ببرند.
13 دیدگاه دربارهٔ «نقدی بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی»
عرض سلام خدمت جناب شیخ علی این کتاب و من خواندم بعضی چیزها رو درست میگه اینکه مردم پولی که بدست میارن سریع خرج میکنن و خودشونو میندازن تو قرض به جای اینکه با پول سرمایه گذاری کنن بعد با سود سرمایه گذاری چیزی بخرن. جدیدا قرار کارتهای اعتباری که تواین کتاب ذکر کرده در کشور ما هم رواج پیدا کنه که این باعث میشه بعد از استفاده از این کارتها برای پرداخت اقساط بیشتر کار کنن و زحمت بکشن و خلاصه همیشه تو قرض باشن که به نظر من از بعضی جنبه ها ذوش مناسبی نباشه از نظر سرمایه گذاری در مسکن و کارای بزرگ درسته متناسب کشور ما نیست به هر حال ممنون از راهنماییهاتون
درود بر شما دقیقا درست می فرمایید.
سلام وقتتان بخیر
شما چه کتابی را پیشنهاد میدید که با سیستم مالی و اقتصادی ایران هم سازگاری داشته باشه؟
سلام، وقت بخیر
متاسفانه کتاب خاصی در این حوزه مطالعه نکردم و نمی شناسم.
من امثال شمارو خوب میشناسم شروع میکنید به سرکوب یک کتاب یا محصول و به جاش محصولات خودتونو تبلیغ کنین که مثلا اون بده مال ما خوبه از ما خرید کنید.امثال شماها هزار سال دیگه نمیتونه جای امثال کیوساکی رو بگیره.شما هزاران نکته خوب این کتابو رها کردی چسبیدی به دو سه موردی که تو ایران کاربرد نداره.برو توبه کن و به جای سرکوب این کتاب سعی کن با تلاش خودتو به سطح رابرت کیوساکی برسونی.
آقا سعید سلام
ممنون بابت نظرت،
دوست من، در این مطلب فقط این کتاب را نقد کردم، اونهم برای ارتباطش با فرهنگ و اقتصاد خودمون،
من هیچ کجای متن توهینی به رابرت کیوساکی نکردم، صرفاً تمرکز کلی مترجم ها و انتشاراتی روی این کتاب و تبلیغ اون بود که این نقدر را نوشتم.
در ضمن، من شغل و تخصصم، موضوع دیگه ای هست و اصلاً در زمینه هوش مالی ادعایی ندارم که بخوام کتاب یا محصول خودم را معرفی کنم.
در ضمن، وقتی در خصوص منابع معتبر در خصوص هوش مالی جستجو می کنیم، این کتاب در صدر منابع نیست.
به زودی این مطلب را ویرایش خواهم کرد و بیشتر توضیح می دهم.
در ضمن هیچ وقت نقد کردن بد نیست، بلکه خوبه و کمک میکنه دید بهتری داشته باشیم (-:
اولا در مورد نقد کتاب ممنونم
دوما به نظرم این کتاب، کتابی هست که حتما باید خونده بشه البته مطالب غیر مرتبط هم داره
در ضمن از انتقادپذیری شما و این که طلب منتقد رو منتشر کردین، بسیار شوکه شدم
سلام
با اینکه کتاب باید خونده بشه، من هم موافقم، این خیلی عالیه که ما کتابهای مختلف و نظرات مختلف را بخونیم و نسبت به اونها آگاه باشیم، همونطور که خودم هم این کتاب را خوندم.
من نظرم را در مورد این کتاب گفتم همانطور که خیلی از دوستان نظر مخالف من دارند.
به نظر من نقد کتاب اون هم به این شکل زمانی معنا میدهد که شما مخاطب کتاب باشید. رابرت کیوساکی کتاب را برای ایرانیان ننوشته و اشکالی هم ندارد که تطبیق نداشته باشد. به نظر من باید نقد خود را اینگونه بیان کنید که: اینکه چه مقدار شیوه تجارت رابرت کیوساکی در ایران جواب میدهد نامعلوم و حتی شاید در مواردی ناممکن هست. اما نکته مهم این است که این کتاب میتواند نکات مهمی را در مورد پول و دانش پول و چگونگی نگاه کردن به پول به ما آموزش دهد و…
درود بر شما
سلام
در کل نقد تمامی کتابها کاری پسندیده هست. مباحثه بین مردم بر سر موضوعات مختلف، در کشورهای اروپایی خیلی پررنگ تر از کشور ماست. اندیشه افراد با بحث و نقد رشدِ بیشتری داره.
در مورد کتاب مذکور، من نظر مثبتی دارم. غیر از رابرت کیوساکی، نویسنده ای سراغ ندارم که خیلی ساده و شفاف در مورد چهار راهی که افراد درآمدشونو کسب میکنن، اطلاعات بده. کیوساکی، افراد مختلف از لحاظ درآمد رو از دیدگاهِ ذهنیت هاشون تقسیم بندی میکنه و سعی میکنه به خواننده یاد بده چطور مثل یه پولدار به دنیا نگاه کنیم… در مورد ساختار کسب و کار توضیح میده و کمکمون میکنه شغلِ سادمون رو توسط سیستم های کسب و کار، توسعه بدیم. نوشته های رابرت در مجموع از دو بُعد تشکیل میشن. بعد اول نظم دادن به ذهنیت افراد در رابطه با ثروت مادی و بُعد دوم اطلاعاتِ اقتصادِ شخصی…
خیلی عالی
درست می فرمایید.
این برداشت ها، از دیدگاه افراد انتقال پیدا می کند و همانطور که گفته ام، من صرفاً نظر شخصی خودم را می نویسم و این به معنی این نیست که کتابی مفید نیست. و چه بسا این کتاب برای بسیاری از دوستان، بسیار راهگشا و موثر بوده است.
ممنون از شما که در این بحث شرکت کردید (:
باسلام
کتاب فوق عملا خیلی از مباحث کلی اقتصاد در مدیریت را زیر سوال برده، نویسنده سعی در برهم زدن قوانین واقعی حداقل جامعه کنونی و اوضاع و احوالات اقتصادی و بالاخص متد های نوین مدیریت استراتژیک و مبحث swot دارد لذا با مطالعه بخشی از کتاب از نظر بنده، مغایر با اصول اولیه علوم اقتصادی میباشد