یکی از زمان هایی که توصیه می شود به سراغ مذاکره کردن نرویم، زمانی است که ما در مذاکره در موضع ضعف هستیم
مذاکره کننده های حرفهای اعتقاد دارند در هنگام قرار گرفتن در موقعیت ضعف مذاکره نکنند چراکه مذاکره در موقعیت ضعف ممکن است برای ما هزینه داشته باشد و موجب از دست دادن امتیاز های بیشتری نسبت به مخاطب شود.
اگر بخواهیم تعریفی از ضعف در مذاکره را داشته باشیم ضعف را می توان نداشتن ابزارهایی نامید که به ایجاد قدرت منجر میشوند.
ما قبلا در وبسایت مطلبی در حوزه قدرت در مذاکره برای شما ارائه کردیم در این مطلب به ابزارهایی می پردازیم که نداشتن آنها باعث ایجاد ضعف در مذاکره می شود.
البته پیش از مرور این موارد باید به این نکته اذعان داشت که اگر فردی در یک یا چند مورد از مواردی که در ادامه برای شما خواهیم گفت ضعف داشته باشد به این معنا نیست که به هیچ وجه نمیتوانند مذاکره خوبی داشته باشد و یا اصلا نمی توانند مذاکره کننده خوبی شود، نکته مهم در این مطلب این است که شما ابزارهایی که نداشتن آنها باعث میشود شما در موضع ضعف قرار بگیرید را بشناسید تا بتوانید برنامه ریزی بهتری برای مذاکره خودتان انجام بدهید و همچنین بتوانید نقاط ضعف خودتان را به قوت تبدیل کنید.

اولین موضوع که نداشتن آن باعث ایجاد ضعف در مذاکره میشود اطلاعات است. مذاکره کننده حرفه ای باید اطلاعات کافی از موضوع مذاکره شرکت خود، محصولات خدماتی که قرار است در خصوص آن مذاکره بکند و همچنین مخاطب مذاکره خودش داشته باشد. فردی که از این اطلاعات خالی باشد به احتمال فراوان نمی توانم مذاکره خوبی را در برابر مخاطب خودش داشته باشد.
اگر بخواهیم در خصوص اطلاعات در میز مذاکره بیشتر صحبت بکنیم مذاکره کننده حرفهای باید اطلاعات کافی در خصوص رقبای صنف اش، در خصوص فردی که در مقابل او نشسته، در خصوص پیشنهاد هایی که ممکن است آن فرد داشته باشد و یا رقبای آن فرد و حتی رقبای خودش داشته باشد و موضوعات از این دست، داشته باشد و هر چقدر این اطلاعات کاملتر باشد مذاکره کننده دارای قدرت بیشتری است.
دومین موضوع دانش و تجربه است ابتدا باید این نکته را باید توضیح بدهم که تعریف و مفهوم دانش و اطلاعات متفاوت است.
وقتی که صحبت از اطلاعات میکنیم مواردی است که در مورد قبلی اشاره کردیم یعنی اطلاعاتی که پای میز مذاکره با آنها نیاز داریم و زمانی که صحبت از دانش میشود فراگیری یک علم و تخصص است، مهارتی است که ما داریم و میتوانیم از آن استفاده کنیم. به عنوان مثال دانش ریاضی یا دانش و علوم ارتباطات به عنوان مواردی از دانش بر شمرده میشود.
موضوع دوم که در این قسمت باید به آن اشاره کرد بحث تجربه و سابقه یک فرد است. فردی که سابقه و تجربه بسیار زیاد در یک حوزه دارد، موضع قدرت را داراست، اما فردی که به عنوان یک فرد بدون سابقه و بدون تجربه قرار است در یک مذاکره در مقابل یک فرد باتجربه بنشیند عملاً در موضع ضعف است.
یکبار دیگر لازم است به این نکته تأکید با کنم که اگر در موضع ضعف قرار گرفته ایم الزاماً به این معنا نیست که نباید مذاکره کنیم، بلکه اگر مجبور به مذاکره شدیم باید این موضوع را بپذیریم که در این مذاکره به احتمال فراوان ما امتیازهای بیشتری را نسبت به مخاطب باید بدهیم.

موضوع سومی که باعث ایجاد ضعف میشود رابطه است. افرادی که ارتباطات بیشتری دارند در مذاکره قدرت بیشتری نیز دارا هستند.
فردی که از روابط و ارتباط با افراد مختلف تهی است، معمولاً جایگاه و موضع ضعف دارد. پیشنهادی که معمولا این حوزه ارائه میشود این است که انسان ها و افراد سعی کنند در سنینی که میتوانند و سنین جوانی است، ارتباطات گستردهای را ایجاد کرده و با افراد مختلف ارتباط برقرار بکنند و دوستی های عمیق را ایجاد کنند تا بتوانند در سنینی که سنین میانسالی است و سنینی است که شاید لازم باشد مذاکره های موفق تری داشته باشند از این ارتباط ها استفاده کنند. البته این نکته بسیار مهم این است که این ارتباط ها و استفاده از این ارتباط ها بایستی از جنبه مثبت و صحیح آن باشد و ما در این مطلب منظورمان ارتباطهای ناسالمی که امروزه در بسیاری از جوامع و بسیاری از سازمان ها میبینیم نیست.
یکی از مولفه هایی که قدرت ایجاد میکند و باعث میشود مذاکرهکننده دارای قدرت باشد، ثروت و مولفههای ثروت است. البته ثروت قدرت میآورد اما الزاماً فردی که ثروتمند و پولدار تر است قدرت بیشتری ندارد. خیلی اوقات فردی دارای ثروت است اما نمی تواند از قدرتی که این ثروت برای او میتواند ایجاد کند استفاده بکند.
پس نکته دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که اگر شما با فردی مذاکره بکنید که او از نظر ثروت و قدرت بالاتر از شما باشد شما در موضع ضعف قرار گرفته اید.
موضوع دیگری که در کتاب ها به آن اشاره میشود کاریزما ست. کسانی که کاریزمایی بیشتری دارند افرادی هستند که قدرت جذب بیشتری دارند، این افراد به راحتی می توانند دیگران را مجذوب خودشان بکنند و دیگران سریعتر خواستهها و حرفهای آنها را قبول میکند.
شاید شما هم شنیده باشید می گویند فلان فرد مهره مار دارد، مهره مار بخشی از همین کاریزماست که فردی دارد و دیگران در موردش صحبت میکنند.
مذاکره کننده ای که قدرت کاریزمای خوبی دارد مذاکره کنندهای در موضع قدرت است و مذاکره کننده که عکس این موضوع یعنی فردی بدون کاریزما و فردی بدون جذابیت است در موضع ضعف قرار میگیرد و نکته بعدی در مذاکره این است که اگر در مقابل فردی بودید که همگان این فرد را به عنوان یک فردی جذاب و با کاریزما میشناسند بدانید که شما در حال مذاکره ای هستید که در آن مذاکره در موضع ضعف قرار گرفته اید.
……………………………………………………………………………………..
نکته مهم که باز باید به آن تأکید بکنیم این است که قرار نیست هر وقت در موضع ضعف قرار میگیریم دست از مذاکره بکشیم و گوشه ای بنشینیم. بسیاری از مذاکره کننده ها از مذاکره هایی شروع کردند که در نقطه ضعف بودند. زمانی که شما این نقاط ضعف را بشناسید سعی می کنید به مرور زمان نقاط ضعف خودتان را از بین ببرید و تبدیل به نقاط قوت کنید. پس اگر تصمیم دارید یک مذاکره کننده قوی و حرفه ای باشید در وهله اول نقاط ضعف خودتان را بشناسید و سعی کنید در مذاکره ها با قدرت حضور پیدا کنید و از نقاط ضعف خودتان نترسید.
فراموش نکنید مذاکره و مهارت مذاکره کردن یک مهارت اکتسابی است و به مرور زمان قدرت مذاکره شما تقویت می شود. برای تقویت مهارت مذاکره هیچ راهی جز مذاکره کردند و هیچ راهی جز پذیرش نقاط ضعف خودتان و تبدیل نقاط ضعف و نقاط قوت ندارید.
پس از همین امروز نقاط ضعف خودتان در مذاکرات را که برخی از آنها را در این مطلب با هم مرور کردیم شناسایی بکنید و برنامهریزی کنید که چگونه می توانید این نقاط ضعف را از بین برده و تبدیل به نقاط قوت می کنید.
به عنوان نکته آخر ، وب سایت Sheikhali.ir می تواند گزینه مناسبی برای شما باشد تا نقاط قوت مذاکره خودتان را بیشتر کنید. شاید دوره رایگان زیر هم شروع خوبی برای بالا بردن مهارت های مذاکره شما باشد.
13 دیدگاه دربارهٔ «نقدی بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی»
عرض سلام خدمت جناب شیخ علی این کتاب و من خواندم بعضی چیزها رو درست میگه اینکه مردم پولی که بدست میارن سریع خرج میکنن و خودشونو میندازن تو قرض به جای اینکه با پول سرمایه گذاری کنن بعد با سود سرمایه گذاری چیزی بخرن. جدیدا قرار کارتهای اعتباری که تواین کتاب ذکر کرده در کشور ما هم رواج پیدا کنه که این باعث میشه بعد از استفاده از این کارتها برای پرداخت اقساط بیشتر کار کنن و زحمت بکشن و خلاصه همیشه تو قرض باشن که به نظر من از بعضی جنبه ها ذوش مناسبی نباشه از نظر سرمایه گذاری در مسکن و کارای بزرگ درسته متناسب کشور ما نیست به هر حال ممنون از راهنماییهاتون
درود بر شما دقیقا درست می فرمایید.
سلام وقتتان بخیر
شما چه کتابی را پیشنهاد میدید که با سیستم مالی و اقتصادی ایران هم سازگاری داشته باشه؟
سلام، وقت بخیر
متاسفانه کتاب خاصی در این حوزه مطالعه نکردم و نمی شناسم.
من امثال شمارو خوب میشناسم شروع میکنید به سرکوب یک کتاب یا محصول و به جاش محصولات خودتونو تبلیغ کنین که مثلا اون بده مال ما خوبه از ما خرید کنید.امثال شماها هزار سال دیگه نمیتونه جای امثال کیوساکی رو بگیره.شما هزاران نکته خوب این کتابو رها کردی چسبیدی به دو سه موردی که تو ایران کاربرد نداره.برو توبه کن و به جای سرکوب این کتاب سعی کن با تلاش خودتو به سطح رابرت کیوساکی برسونی.
آقا سعید سلام
ممنون بابت نظرت،
دوست من، در این مطلب فقط این کتاب را نقد کردم، اونهم برای ارتباطش با فرهنگ و اقتصاد خودمون،
من هیچ کجای متن توهینی به رابرت کیوساکی نکردم، صرفاً تمرکز کلی مترجم ها و انتشاراتی روی این کتاب و تبلیغ اون بود که این نقدر را نوشتم.
در ضمن، من شغل و تخصصم، موضوع دیگه ای هست و اصلاً در زمینه هوش مالی ادعایی ندارم که بخوام کتاب یا محصول خودم را معرفی کنم.
در ضمن، وقتی در خصوص منابع معتبر در خصوص هوش مالی جستجو می کنیم، این کتاب در صدر منابع نیست.
به زودی این مطلب را ویرایش خواهم کرد و بیشتر توضیح می دهم.
در ضمن هیچ وقت نقد کردن بد نیست، بلکه خوبه و کمک میکنه دید بهتری داشته باشیم (-:
اولا در مورد نقد کتاب ممنونم
دوما به نظرم این کتاب، کتابی هست که حتما باید خونده بشه البته مطالب غیر مرتبط هم داره
در ضمن از انتقادپذیری شما و این که طلب منتقد رو منتشر کردین، بسیار شوکه شدم
سلام
با اینکه کتاب باید خونده بشه، من هم موافقم، این خیلی عالیه که ما کتابهای مختلف و نظرات مختلف را بخونیم و نسبت به اونها آگاه باشیم، همونطور که خودم هم این کتاب را خوندم.
من نظرم را در مورد این کتاب گفتم همانطور که خیلی از دوستان نظر مخالف من دارند.
به نظر من نقد کتاب اون هم به این شکل زمانی معنا میدهد که شما مخاطب کتاب باشید. رابرت کیوساکی کتاب را برای ایرانیان ننوشته و اشکالی هم ندارد که تطبیق نداشته باشد. به نظر من باید نقد خود را اینگونه بیان کنید که: اینکه چه مقدار شیوه تجارت رابرت کیوساکی در ایران جواب میدهد نامعلوم و حتی شاید در مواردی ناممکن هست. اما نکته مهم این است که این کتاب میتواند نکات مهمی را در مورد پول و دانش پول و چگونگی نگاه کردن به پول به ما آموزش دهد و…
درود بر شما
سلام
در کل نقد تمامی کتابها کاری پسندیده هست. مباحثه بین مردم بر سر موضوعات مختلف، در کشورهای اروپایی خیلی پررنگ تر از کشور ماست. اندیشه افراد با بحث و نقد رشدِ بیشتری داره.
در مورد کتاب مذکور، من نظر مثبتی دارم. غیر از رابرت کیوساکی، نویسنده ای سراغ ندارم که خیلی ساده و شفاف در مورد چهار راهی که افراد درآمدشونو کسب میکنن، اطلاعات بده. کیوساکی، افراد مختلف از لحاظ درآمد رو از دیدگاهِ ذهنیت هاشون تقسیم بندی میکنه و سعی میکنه به خواننده یاد بده چطور مثل یه پولدار به دنیا نگاه کنیم… در مورد ساختار کسب و کار توضیح میده و کمکمون میکنه شغلِ سادمون رو توسط سیستم های کسب و کار، توسعه بدیم. نوشته های رابرت در مجموع از دو بُعد تشکیل میشن. بعد اول نظم دادن به ذهنیت افراد در رابطه با ثروت مادی و بُعد دوم اطلاعاتِ اقتصادِ شخصی…
خیلی عالی
درست می فرمایید.
این برداشت ها، از دیدگاه افراد انتقال پیدا می کند و همانطور که گفته ام، من صرفاً نظر شخصی خودم را می نویسم و این به معنی این نیست که کتابی مفید نیست. و چه بسا این کتاب برای بسیاری از دوستان، بسیار راهگشا و موثر بوده است.
ممنون از شما که در این بحث شرکت کردید (:
باسلام
کتاب فوق عملا خیلی از مباحث کلی اقتصاد در مدیریت را زیر سوال برده، نویسنده سعی در برهم زدن قوانین واقعی حداقل جامعه کنونی و اوضاع و احوالات اقتصادی و بالاخص متد های نوین مدیریت استراتژیک و مبحث swot دارد لذا با مطالعه بخشی از کتاب از نظر بنده، مغایر با اصول اولیه علوم اقتصادی میباشد