استفاده از لنگرگاه ذهنی میتونه به مذاکره کننده ها کمک بکنه مذاکره هاشون را بهتر و قویتر شروع بکنند. لنگرگاه ذهنی این خاصیت را برای مذاکره کننده ها داره که پیشنهاد قویتری رو در ابتدای مذاکره ارائه بکنند که این پیشنهاد منجر به موفقیت و رسیدن به نتایج بهتر در مذاکره بشه.
پژوهش های مختلفی که انجام شده کسانی که با لنگرگاه ذهنی یا تکیه گاه ذهنی آشنا هستند و پیشنهاد اول رو ارائه می کنند موفقیت بیشتر را در ادامه مذاکره دارند.
همانطور که قبلا در مطالب قبلی هم گفتیم (لنگرگاه ذهنی و کاربرد آن در مذاکره) پیشنهاد های اولیه در مذاکره یا اولین اطلاعاتی که به مخاطب داده میشه حکم یک لنگر رو در ذهن مخاطب ایجاد می کند.
کاربرد لنگرانداختن خیلی اوقات در مذاکره هایی نمایان میشه که در اون مذاکره، محدوده قابل چانهزنی یا محدوده قابل مذاکره ای (ZOPA) مبهم هست، این موضوع به ما کمک میکنه بازه محدوده مذاکره مون رو بزرگتر بکنیم و بتونیم پیشنهاد های اولیه را قابل قبول تر و بهتر ارائه کنیم.

نکته مهمی که در ارائه پیشنهاد اولیه وجود داره این هست که شما به همراه پیشنهاد خودتون که قراره حکم لنگر اندازی رو هم براتون بازی بکنه باید یک دلیل محکم ارائه کنید طبق تحقیقات و بررسیها زمانی که این دلیل بسیار ساده باشه و هر فردی بتونه در خصوص اون دلیل استدلال های خودش رو بیان کنه، مخاطب شما نسبت به پیشنهاد اولیه شما و دلیل شما، گارد دفاعی میگیره و خیلی سریع با آن مقابله میکند. برای پیشنهاد های اولیه خودتون دلایل پیچیده و منطقی و قوی ارائه بکنید که مخاطب شما نتواند خیلی راحت و سریع با اون دلایل شما کند.
در ادامه به چهار نکته مهم توجه کنید این چهار نقطه می تونه به شما کمک بکنه تا پیشنهاد اولیه مناسبی را ارائه کنید:
وقتی استدلال شما بسیار ساده باشه طرف مقابلتون میتونه راحت با شما مقابله کنه و توجیه شما برای لنگرگاه ذهنی و ارائه یک پیشنهاد اولیه ممکنه نتیجه عکس بده چرا که خیلی اوقات ما فکرر میکنیم که مشغول لنگراندازی هستیم اما در این زمان مشغول دادن یک پیشنهاد تهاجمی هستیم و این پیشنهاد تهاجمی به مخاطبم حالت تدافعی رو منتقل میکنه و اون در برابر پیشنهاد ما پیشنهادهای دیگری رو میده که پیشنهاد ما رو نابود میکنه.
عملاً مخاطب حالت تدافعی و حالت تهاجمی نسبت به ما می گیرد. پس سعی کنید در ابتدای مذاکره پیشنهاد همراه با دلایل و اطلاعات خاص و عالی به مخاطب تون بدید بگونه ای که از شنیدن اون اطلاعات لذت ببره و یا سوپرایز بشه یا انتظار شنیدن این اطلاعات و دلایل را نداشته باشه اینطور راحت میتونید مسیر مذاکره را پیش ببرید.
اگر لنگری که قراره بندازید یا پیشنهادی که قرار بود حکم لنگراندازی داشته باشد بسیار بلندپروازانه و بزرگ باشه عملاً نقش یک پیشنهاد تهاجمی رو داره و ممکنه مخاطب شما رو آزار بده یا تحت فشار بگذارد و این تحت فشار قرار گرفتن مخاطب باعث میشه که اون هم نسبت به شما گارد دفاعی بگیرد
شما باید سعی کنید پارامترهای مختلفی را بررسی کنید و بهترین پارامترها را برای لنگر انداختن انتخاب کنید.
خیلی اوقات افراد لنگر اندازی رو صرفا بر روی قیمت میدونن اما مذاکره کننده های حرفه ای سعی می کنند علاوه بر قیمت موضوعات دیگری را هم برای لنگر انداختن و پیشنهاد دادن انتخاب کنند به عنوان مثال برای فردی ممکن است، تحویل به موقع یا شرایطی پرداخت، اولویت بالاتری داشته باشد و می توان روی این موارد لنگر اندازی و پیشنهاد خودش رو پیش ببرد.
ارائه پیشنهاد اولیه میتونه برای ما خطرناک و چالش آفرین باشد اما پژوهش های مختلف نشان داده فردی که اولین پیشنهاد رو میده یا فردی که لنگر اول رو میندازه عملکرد بهتری نسبت به مخاطب خودش داره و نتایج بهتری را در مذاکره دریافت میکند این موضوع دقیقا برخلاف بسیاری از پیشنهادهایی است که برخی از افراد ارائه میکنند و معتقد هستند فردی که پیشنهاد دوم رو میده موفقیتهای بیشتری کسب میکند فراموش نکنید در بسیاری از مذاکره ها، اگر موقعیت شناس باشید، پیشنهاد اول دادن میتونه به نفع شما باشد.
این مطلب برگرفته از مقاله ای با عنوان The Anchoring Bias Can Get Talks off to a Strong Start از پروژه PON دانشگاه هاروارد بود.
13 دیدگاه دربارهٔ «نقدی بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی»
عرض سلام خدمت جناب شیخ علی این کتاب و من خواندم بعضی چیزها رو درست میگه اینکه مردم پولی که بدست میارن سریع خرج میکنن و خودشونو میندازن تو قرض به جای اینکه با پول سرمایه گذاری کنن بعد با سود سرمایه گذاری چیزی بخرن. جدیدا قرار کارتهای اعتباری که تواین کتاب ذکر کرده در کشور ما هم رواج پیدا کنه که این باعث میشه بعد از استفاده از این کارتها برای پرداخت اقساط بیشتر کار کنن و زحمت بکشن و خلاصه همیشه تو قرض باشن که به نظر من از بعضی جنبه ها ذوش مناسبی نباشه از نظر سرمایه گذاری در مسکن و کارای بزرگ درسته متناسب کشور ما نیست به هر حال ممنون از راهنماییهاتون
درود بر شما دقیقا درست می فرمایید.
سلام وقتتان بخیر
شما چه کتابی را پیشنهاد میدید که با سیستم مالی و اقتصادی ایران هم سازگاری داشته باشه؟
سلام، وقت بخیر
متاسفانه کتاب خاصی در این حوزه مطالعه نکردم و نمی شناسم.
من امثال شمارو خوب میشناسم شروع میکنید به سرکوب یک کتاب یا محصول و به جاش محصولات خودتونو تبلیغ کنین که مثلا اون بده مال ما خوبه از ما خرید کنید.امثال شماها هزار سال دیگه نمیتونه جای امثال کیوساکی رو بگیره.شما هزاران نکته خوب این کتابو رها کردی چسبیدی به دو سه موردی که تو ایران کاربرد نداره.برو توبه کن و به جای سرکوب این کتاب سعی کن با تلاش خودتو به سطح رابرت کیوساکی برسونی.
آقا سعید سلام
ممنون بابت نظرت،
دوست من، در این مطلب فقط این کتاب را نقد کردم، اونهم برای ارتباطش با فرهنگ و اقتصاد خودمون،
من هیچ کجای متن توهینی به رابرت کیوساکی نکردم، صرفاً تمرکز کلی مترجم ها و انتشاراتی روی این کتاب و تبلیغ اون بود که این نقدر را نوشتم.
در ضمن، من شغل و تخصصم، موضوع دیگه ای هست و اصلاً در زمینه هوش مالی ادعایی ندارم که بخوام کتاب یا محصول خودم را معرفی کنم.
در ضمن، وقتی در خصوص منابع معتبر در خصوص هوش مالی جستجو می کنیم، این کتاب در صدر منابع نیست.
به زودی این مطلب را ویرایش خواهم کرد و بیشتر توضیح می دهم.
در ضمن هیچ وقت نقد کردن بد نیست، بلکه خوبه و کمک میکنه دید بهتری داشته باشیم (-:
اولا در مورد نقد کتاب ممنونم
دوما به نظرم این کتاب، کتابی هست که حتما باید خونده بشه البته مطالب غیر مرتبط هم داره
در ضمن از انتقادپذیری شما و این که طلب منتقد رو منتشر کردین، بسیار شوکه شدم
سلام
با اینکه کتاب باید خونده بشه، من هم موافقم، این خیلی عالیه که ما کتابهای مختلف و نظرات مختلف را بخونیم و نسبت به اونها آگاه باشیم، همونطور که خودم هم این کتاب را خوندم.
من نظرم را در مورد این کتاب گفتم همانطور که خیلی از دوستان نظر مخالف من دارند.
به نظر من نقد کتاب اون هم به این شکل زمانی معنا میدهد که شما مخاطب کتاب باشید. رابرت کیوساکی کتاب را برای ایرانیان ننوشته و اشکالی هم ندارد که تطبیق نداشته باشد. به نظر من باید نقد خود را اینگونه بیان کنید که: اینکه چه مقدار شیوه تجارت رابرت کیوساکی در ایران جواب میدهد نامعلوم و حتی شاید در مواردی ناممکن هست. اما نکته مهم این است که این کتاب میتواند نکات مهمی را در مورد پول و دانش پول و چگونگی نگاه کردن به پول به ما آموزش دهد و…
درود بر شما
سلام
در کل نقد تمامی کتابها کاری پسندیده هست. مباحثه بین مردم بر سر موضوعات مختلف، در کشورهای اروپایی خیلی پررنگ تر از کشور ماست. اندیشه افراد با بحث و نقد رشدِ بیشتری داره.
در مورد کتاب مذکور، من نظر مثبتی دارم. غیر از رابرت کیوساکی، نویسنده ای سراغ ندارم که خیلی ساده و شفاف در مورد چهار راهی که افراد درآمدشونو کسب میکنن، اطلاعات بده. کیوساکی، افراد مختلف از لحاظ درآمد رو از دیدگاهِ ذهنیت هاشون تقسیم بندی میکنه و سعی میکنه به خواننده یاد بده چطور مثل یه پولدار به دنیا نگاه کنیم… در مورد ساختار کسب و کار توضیح میده و کمکمون میکنه شغلِ سادمون رو توسط سیستم های کسب و کار، توسعه بدیم. نوشته های رابرت در مجموع از دو بُعد تشکیل میشن. بعد اول نظم دادن به ذهنیت افراد در رابطه با ثروت مادی و بُعد دوم اطلاعاتِ اقتصادِ شخصی…
خیلی عالی
درست می فرمایید.
این برداشت ها، از دیدگاه افراد انتقال پیدا می کند و همانطور که گفته ام، من صرفاً نظر شخصی خودم را می نویسم و این به معنی این نیست که کتابی مفید نیست. و چه بسا این کتاب برای بسیاری از دوستان، بسیار راهگشا و موثر بوده است.
ممنون از شما که در این بحث شرکت کردید (:
باسلام
کتاب فوق عملا خیلی از مباحث کلی اقتصاد در مدیریت را زیر سوال برده، نویسنده سعی در برهم زدن قوانین واقعی حداقل جامعه کنونی و اوضاع و احوالات اقتصادی و بالاخص متد های نوین مدیریت استراتژیک و مبحث swot دارد لذا با مطالعه بخشی از کتاب از نظر بنده، مغایر با اصول اولیه علوم اقتصادی میباشد