شروع سخنرانی یکی از مهم ترین قسمت های سخنرانی است که اگر بخوبی انجام شود می تواند تمام حضار را به شنیدن ادامه سخنرانی متقاعد کند.
در ادامه چند ابزار برای شروع سخنرانی را مرور می کنیم.
استفاده از نقل قول هایی که از بزرگان رسیده، می تواند شروع جذابی را ایجاد کند. بعنوان مثال فردی که می خواهد در مورد خودشناسی صحبت کند می تواند این جمله از بنجامین فرانکلین را بگوید: سه چیز خیلی سخت است : فولاد، الماس و خود شناسی.
اگر همه ما می توانستیم به هر آرزویی برسیم، چه میشد؟
اگر محیط زیست برای همه ما مهم بود، چه طبیعتی داشتیم؟
با این سوال ها ذهن مخاطب را درگیر کرده اید و می توانید بر همین اساس صحبت های خودتان را ادامه بدهید.
وقتی از این عبارت استفاده می کنید مخاطب را به قلب داستان و ماجرا می برید.
” تصور کنید، در یک همایش بزرگ بین المللی هستید و ناگهان مجری برنامه شما را برای یک سخنرانی کوتاه به روی صحنه دعوت می کند، در این لحظه چگونه خودتان را برای یک سخنرانی کوتاه آماده می کنید؟ … “
پرسیدن سوال و درگیر کردن مخاطب در همان ابتدا یکی از اقدام هایی است که خیلی از سخنرانان از آن استفاده میکنند و نتیجه هم میدهد.
” کدام یک از شما هر هفته کوهنوردی می کند؟”
” چند نفر از آقایان جمع، آشپزی بلد هستند؟”
داستان می تواند یک شروع قدرتمند برای سخنرانی باشد. نکته مهم این است که داستان شروع سخنرانی باید خیلی کوتاه، مختصر و مفید باشد
با توجه به فرهنگ کشور ما، این گزینه هم می تواند یک ابزار عالی برای شروع سخنرانی باشد. فقط در انتخاب شعر و آیات قران دقت داشته باشید که اولاً شعر و آیه مرتبط با موضوع سخنرانی باشد و دوماً دقت کنید که متن آنها را درست بخوانید.
مکث کوتاهی قبل از شروع سخنرانی می تواند همهمه سالن را از بین ببرد و کاری کند که حضار با سکوت، منتظر صحبت های شما باشند.
استفاده از آمار، بخصوص اگر عجیب و باورنکردنی باشد، تاثیر فوق العاده ای بر توجه مخاطب می گذارد.
” می دانستید حداقل ۹۰% این جمع ……”
” می دانستید در همین ۱۸ دقیقه سخنرانی من، ۴ نفر به علت رژیم بد غذایی می میرند؟”
شروعی که بتواند نشان دهنده قدرت و صلابت شما باشد و اینکه بتواند نشان دهد که شما چه دید بلندی نسبت به آینده یا اطرافتان دارید. این شروع اگر با جملاتی باشد که در ابتدا مفهوم آنها مشخص نیست، کاملتر و بهتر می شود. مانند جمله زیر:
” ما موفق نمی شویم، ما امیدی برای پیروزی نداریم، ما شکست می خوریم…. اینها عبارت هایی هستند که مدام از طریق رسانه ها به خورد ما میدهند. “
یکی از راه های جلب توجه حضار طنز است. نکته مهم در استفاده از طنز این است که سخنران باید در این زمینه آمادگی کامل داشته باشد و بگونه طنز خود را بیان کند که باعث خنده حضار شود و اگر این اتفاق نیفتد در شروع سخنرانی اتفاق جالبی نیفتاده است.
13 دیدگاه دربارهٔ «نقدی بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی»
عرض سلام خدمت جناب شیخ علی این کتاب و من خواندم بعضی چیزها رو درست میگه اینکه مردم پولی که بدست میارن سریع خرج میکنن و خودشونو میندازن تو قرض به جای اینکه با پول سرمایه گذاری کنن بعد با سود سرمایه گذاری چیزی بخرن. جدیدا قرار کارتهای اعتباری که تواین کتاب ذکر کرده در کشور ما هم رواج پیدا کنه که این باعث میشه بعد از استفاده از این کارتها برای پرداخت اقساط بیشتر کار کنن و زحمت بکشن و خلاصه همیشه تو قرض باشن که به نظر من از بعضی جنبه ها ذوش مناسبی نباشه از نظر سرمایه گذاری در مسکن و کارای بزرگ درسته متناسب کشور ما نیست به هر حال ممنون از راهنماییهاتون
درود بر شما دقیقا درست می فرمایید.
سلام وقتتان بخیر
شما چه کتابی را پیشنهاد میدید که با سیستم مالی و اقتصادی ایران هم سازگاری داشته باشه؟
سلام، وقت بخیر
متاسفانه کتاب خاصی در این حوزه مطالعه نکردم و نمی شناسم.
من امثال شمارو خوب میشناسم شروع میکنید به سرکوب یک کتاب یا محصول و به جاش محصولات خودتونو تبلیغ کنین که مثلا اون بده مال ما خوبه از ما خرید کنید.امثال شماها هزار سال دیگه نمیتونه جای امثال کیوساکی رو بگیره.شما هزاران نکته خوب این کتابو رها کردی چسبیدی به دو سه موردی که تو ایران کاربرد نداره.برو توبه کن و به جای سرکوب این کتاب سعی کن با تلاش خودتو به سطح رابرت کیوساکی برسونی.
آقا سعید سلام
ممنون بابت نظرت،
دوست من، در این مطلب فقط این کتاب را نقد کردم، اونهم برای ارتباطش با فرهنگ و اقتصاد خودمون،
من هیچ کجای متن توهینی به رابرت کیوساکی نکردم، صرفاً تمرکز کلی مترجم ها و انتشاراتی روی این کتاب و تبلیغ اون بود که این نقدر را نوشتم.
در ضمن، من شغل و تخصصم، موضوع دیگه ای هست و اصلاً در زمینه هوش مالی ادعایی ندارم که بخوام کتاب یا محصول خودم را معرفی کنم.
در ضمن، وقتی در خصوص منابع معتبر در خصوص هوش مالی جستجو می کنیم، این کتاب در صدر منابع نیست.
به زودی این مطلب را ویرایش خواهم کرد و بیشتر توضیح می دهم.
در ضمن هیچ وقت نقد کردن بد نیست، بلکه خوبه و کمک میکنه دید بهتری داشته باشیم (-:
اولا در مورد نقد کتاب ممنونم
دوما به نظرم این کتاب، کتابی هست که حتما باید خونده بشه البته مطالب غیر مرتبط هم داره
در ضمن از انتقادپذیری شما و این که طلب منتقد رو منتشر کردین، بسیار شوکه شدم
سلام
با اینکه کتاب باید خونده بشه، من هم موافقم، این خیلی عالیه که ما کتابهای مختلف و نظرات مختلف را بخونیم و نسبت به اونها آگاه باشیم، همونطور که خودم هم این کتاب را خوندم.
من نظرم را در مورد این کتاب گفتم همانطور که خیلی از دوستان نظر مخالف من دارند.
به نظر من نقد کتاب اون هم به این شکل زمانی معنا میدهد که شما مخاطب کتاب باشید. رابرت کیوساکی کتاب را برای ایرانیان ننوشته و اشکالی هم ندارد که تطبیق نداشته باشد. به نظر من باید نقد خود را اینگونه بیان کنید که: اینکه چه مقدار شیوه تجارت رابرت کیوساکی در ایران جواب میدهد نامعلوم و حتی شاید در مواردی ناممکن هست. اما نکته مهم این است که این کتاب میتواند نکات مهمی را در مورد پول و دانش پول و چگونگی نگاه کردن به پول به ما آموزش دهد و…
درود بر شما
سلام
در کل نقد تمامی کتابها کاری پسندیده هست. مباحثه بین مردم بر سر موضوعات مختلف، در کشورهای اروپایی خیلی پررنگ تر از کشور ماست. اندیشه افراد با بحث و نقد رشدِ بیشتری داره.
در مورد کتاب مذکور، من نظر مثبتی دارم. غیر از رابرت کیوساکی، نویسنده ای سراغ ندارم که خیلی ساده و شفاف در مورد چهار راهی که افراد درآمدشونو کسب میکنن، اطلاعات بده. کیوساکی، افراد مختلف از لحاظ درآمد رو از دیدگاهِ ذهنیت هاشون تقسیم بندی میکنه و سعی میکنه به خواننده یاد بده چطور مثل یه پولدار به دنیا نگاه کنیم… در مورد ساختار کسب و کار توضیح میده و کمکمون میکنه شغلِ سادمون رو توسط سیستم های کسب و کار، توسعه بدیم. نوشته های رابرت در مجموع از دو بُعد تشکیل میشن. بعد اول نظم دادن به ذهنیت افراد در رابطه با ثروت مادی و بُعد دوم اطلاعاتِ اقتصادِ شخصی…
خیلی عالی
درست می فرمایید.
این برداشت ها، از دیدگاه افراد انتقال پیدا می کند و همانطور که گفته ام، من صرفاً نظر شخصی خودم را می نویسم و این به معنی این نیست که کتابی مفید نیست. و چه بسا این کتاب برای بسیاری از دوستان، بسیار راهگشا و موثر بوده است.
ممنون از شما که در این بحث شرکت کردید (:
باسلام
کتاب فوق عملا خیلی از مباحث کلی اقتصاد در مدیریت را زیر سوال برده، نویسنده سعی در برهم زدن قوانین واقعی حداقل جامعه کنونی و اوضاع و احوالات اقتصادی و بالاخص متد های نوین مدیریت استراتژیک و مبحث swot دارد لذا با مطالعه بخشی از کتاب از نظر بنده، مغایر با اصول اولیه علوم اقتصادی میباشد