وبسایت مجتبی شیخ علی

مجتبی شیخ علی | آموزش مذاکره و مدیریت

دانستن بهتر است...

درس هایی از برند زاپوس

درس هایی از برند زاپوس

یکی از کتاب هایی که خواندن اون را دوست داشتم، کتاب تجربه اپل است. در بخشی از این کتاب نکته و خاطراتی از برند زاپوس بیان شده که این نکات می تواند درس و آموزه ای برای مدیران کسب و کار باشد. در میان این مطلب، نکاتی هم از تجربه های شخصی نوشته ام.

یکی از کتاب های مورد علاقه ام، کتاب تجربه اپل، نوشته کارماین گالو است. این کتاب که به تشریح اصول و قوانین فروشگاه های اپل و برخی دیگر از بهترین برندهای دنیا مانند زاپوس در حوزه ارتباط با مشتریان می پردازد که می تواند یک الگوی بسیار عالی برای مدیرانی باشد که به دنبال راه اندازی یک کسب و کار حرفه ای و مشتری مدار هستند.

این نکته را هم باید یادآور شوم که نکات ارائه شده در این کتاب همگی قابل اجرا در سازمان های ایرانی است و بسیار کابردی هستند. حتی به جرات می توان گفت که تعداد سازمان های ایرانی که از این اقدام ها انجام داده باشند، بسیار کم هستند و این تکنیک ها می تواند برای سازمان های ایرانی، یک مزیت قوی رقابتی بحساب بیاید.

در قسمتی از کتاب در خصوص برند زاپوس (zappos.com) و اصول مشتری مداری این برند صحبت می کند و ۴ اصل مهم در این برند را مطرح می کند که در این مطلب تصمیم دارم این ۴ اصل را با شما در میان بگذارم.

 

توضیحی درخصوص برند زاپوس

زاپوس در سال ۱۹۹۹ توسط تونی زیه در سانفرانسیسکو و در آپارتمانی شخصی شروع به کار کرد و در مدت ۱۰ سال توانست از فروش هیچ به فروش خالص سالانه یک میلیارد دلار دست پیدا کند.

آمازون در سال ۲۰۰۹ زاپوس را به قیمت ۱.۲ میلیارد دلار خریداری کرد.

زاپوس را بعنوان فروشگاه بزرگ کفش می شناسند و براساس آمارهای منتشر شده از بلومبرگ این فروشگاه محبوب ترین و بزرگترین وب سایت فروشگاهی کفش است.

از جهتی دیگر، زاپوس را بهترین مکان برای کارکردن می دانند و به همان میزان به عنوان یک قهرمان ارائه خدمات مشتری در سطحی استثنایی می شناسند.

تونی زیه بنیان گذار و مالک این برند، ۴ نکته مهمی که در این برند به عنوان فرهنگ سازمانی توسط همه کارکنان رعایت می شود را برای نویسنده کتاب تجربه اپل، کارماین گالو، بیان می کند که آنها را در ادامه از زبان کارماین گالو، مرور می کنیم:

(در انتهای هر مورد از صحبت های کارماین گالو، مطلبی اضافه کرده ام با عنوان، “حاشیه ای بر این اصل” که به مرور تجربیات خودم در ارتباط با آن موضوع پرداخته ام)

با همه، مانند اعضای خانواده تان رفتار کنید

راننده شرکت برای بردن من به هتل آمد، من در ماشین تنها بودم  و به راننده گفتم: چرا این همه راه را برای سوار کردن من به اینجا آمدی؟

راننده جواب داد: ما با مشتریان همانند عضوی از خانواده رفتار می کنیم، اگر عضوی از خانواده تان را در شهر داشتید برای بردن او از هتل یا فرودگاه نمی رفتید؟

زمانی که وارد ستاد مرکزی زاپوس شدم، متوجه شدم  که تک تک کارکنان و پاسخگوهای تلفنی زاپوس، اشتیاق و رفتار مشابه راننده را دارند.

آنها مشتاق در میان گذاشتن فرهنگشان بودند و به هر سوالی که می پرسیدم پاسخ می دادند. من آنجا با هر شخصی می توانستم صحبت کنم، این نشان می دهد که زاپوس تا چه اندازه به کارکنانش در ارائه چشم انداز شرکت اعتماد دارد.

حاشیه ای بر این اصل

چندی پیش شرکتی از من و مدیر یکی از شرکتهایی که مشاور آن بودم دعوت کرد تا در جلسه که آنها داشتند، شرکت کنیم.

تصمیم بر این شد که آنها یک راننده برای بردن ما بفرستند، تاخیر راننده بماند که موضوعی عادی است، اما فاجعه بار، وضعیت ماشینی بود که آمده بود. آنقدر ماشین کثیف و قدیمی بود که مدیر شرکت ناراحت شد و حتی میخواست با ماشین شخصی خودش به جلسه برود.

این کار خیلی ساده ای است که برای احترام به مشتری ها و افرادی که دعوت می کنیم، از یک ماشین مناسب و تمیز استفاده کنیم، یا حتی اگر از آژانس و تاکسی تلفنی برای این کار استفاده می کنیم، تاکید کنیم که حتماً ماشینی مدل بالا و تمیز فرستاده شود.

این نکته هایی که گاهاً به آنها توجه نمی شود، تاثیری فوق العاده ای بر ذهنیت دیگران از برند ما دارد. (پیشنهاد می کنم مطلب ویترین سازمانی را مطالعه نمایید)

 

تیمتان را توانمند کنید

از پاسخگویان خدمات مشتری زاپوس انتظار نمی رود که از متن خاصی تبعیت کنند یا اینکه مجبور باشند در مکالمه با مشتری به محدودیت های زمانی هم فکر کنند.

ماموریت آنها تنها این است که هیجان و تحسین مشتری ها را برانگیزند و ارتباط عاطفی با مشتری ها برقرار کنند.

بعنوان مثال هرکدام از پاسخگوهای تلفنی کارت پستال هایی نزدیک تلفن دارند که می توانند آنها را برای مشتریان خودشان ارسال کنند.

این ها رفتارهایی هستند که حفظ یک مشتری برای یک عمر را تضمین می کنند.

خدمات مشتریان، جراحی مغز نیست، بلکه به سادگی دستیابی به تفاهم، احترام و اشتیاق به رفتار با همه مشتریان و کارکنان، همانند عضوی از خانواده است.

توصیه آن است که در همه تعاملات، کارکنان را جهت برآورده سازی انتظارات مشتریان و حتی افزون بر آن، توانمند سازید.

پرسنل توانمند

حاشیه ای بر این اصل

در یکی از دوره هایی که برای یک مرکز تلفن داشتم، بر ارتباط مطلوب و دوستانه و همچنین گفتگوهای دوستانه با مشتری تاکید داشتم که یکی از شرکت کننده ها گفت: “ما زمان و فرصت برای انجام دادن این کارها را نداریم.”  وقتی علت را پرسیدم در جوابم گفت: “ما براساس میزان نهایی شدن پرداخت مشتری حقوق می گیریم، اگر بخواهم اینقدر با هر مشتری صحبت کنم، در انتهای روز تماس های کمتری خواهم داشت و در نتیجه حقوق دریافتی من کم می شود!”

این یکی از بدترین تصوراتی است که در افراد و سازمان ها دیده می شود، اینکه هرچه تعداد تماس ها بیشتر باشد، بهتر است. مهم کیفیت تماس است، زمانی که ما ۱۰ تماس داشته باشیم، اما در این ۱۰ تماس با مشتری صحیح ارتباط برقرار کنیم، ممکن است موفقیت ۸۰ درصدی داشته باشیم اما اگر این اصول را رعایت نکنیم، نهایتاً بتوانیم ۱۴ یا ۱۵ تماس بگیریم (باز تاکید می کنم، نهایتاً، چرا که گاهاً نهایت تماس های بیشتر به ۱ یا ۲ عدد می رسد) اما میزان موفقیت به شدت پایین می آید و حتی به زیر ۵۰% می رسد  و زمانی که اینگونه نگاه می کنیم، تماس باکیفیت، علاوه بر اثربخشی بهتر، لذت بخش تر هم خواهد بود.

به این نکته اصل دوم توجه کنید،
این رفتارها، حفظ مشتری برای یک عمر را تضمین می کند.

همه چیز را در میان بگذارید

همه روزه تمام اطلاعات از جمله زمان متوسط زمان متوسط مکالمه ها، میزان فروش، سود و نظایر آن با کارکنان در میان گذاشته می شود. در واقع زاپوس به قدری در ارائه اطلاعات عملکردی خود شفاف است که آنها را بر روی تابلودیی ارسال می کند تا همه کارکنان و دیگر افراد آن را ببینند.

حتی در حین بازدید از آنجا، در تصویربرداری یا عکاسی کاملاً آزاد بودم. زاپوس حتی فیلم جلسات با کارکنانش را در اینترنت می گذارد تا همه ببینند و این نشانگر یک اعتـــمـــاد چشم گیر به کارکنان و تعهد شرکت به ارتباطی شفاف و صادقانه است.

حاشیه براین اصل

کارکنان سازمان حق دارند که از سازمان خودشان بدانند و در جریان امور باشند. در سازمانی اطلاعات مالی و فروش شرکت در زمره مسائل محرمانه شرکت بود تا مبادا کارکنان از میزان فروش آگاه شوند و توقع افزایش حقوق داشته باشند، اما نکته جالب اینجا بود که همه کارکنان، حتی نیروی خدماتی، خیلی زودتر از برخی از مدیران، از حدود میزان فروش ماهانه آگاه بود.

این رفتارها، معمولاً نارضایتی شدید به دنبال دارد، همانطور که کارکنان این شرکت هم همواره ناراضی بودند.

این مطلب را هم بخوانید: راننده تاکسی و مشتری مداری

لذت ببرید

در طی بازدیدم یکی از کارکنان بازدیدمان را قطع کرد تا بخش هایی را برای قراردادن در صفحه اینترنتی شرکت ضبط کند. همه خوشجالی می کردند و همدیگر را تشویث می کردند.

آنها مهمانی ها و مراسم هایی برگزار می کنند و تشویق شده اند که بی نظیر بودن خودشان را با دکوراسیون اتاق هایشان جشن بگیرند. هرچه این دکوراسیون تکان دهنده تر بهتر.

هرگز گروهی از افراد که به این اندازه از همدیگر لذت ببرند را ندیده ام. تفریح و شادی، بخشی از فرهنگ زاپوس است.

حاشیه ای براین اصل

امروزه شادی در سازمان و شاد بودن منابع انسانی یکی از مهمترین عوامل توسعه و رشد سازمانی است اما چقدر زیاد دیده ام مدیرانی را که وقتی به آنها توصیه می کنیم بیشتر هوای کارکنانش را داشته باشد و از کارهای انگیزشی استفاده کند، در پاسخ می گویند: “با این کارها کارکنانمان پرو می شوند و همیشه از ما توقع پاداش دارند.”

فراموش نکنید اقدام های انگیزشی توقع ایجاد نمی کند، بلکه دلبستگی به سازمان و برند شما را به همراه دارد.

کلام پایانی این بخش از کتاب تجربه اپل:

تونی زیه به من گفت که او در کار فروش کفش نیست، بلکه در کار “شاد کردن مردم “ است.

همانطور که می بینید با اینکه راپوس در کار فروش کالا در اینترنت است، اما این، آن چیزی نیست که شرکت به آن اتکا دارد.

دقیقاً همانگونه که زاپوس در کسب و کار فروش کفش نیست، اپل هم در کسب و کار فروش رایانه نیست و به جای آن به زندگی مردم غنا می بخشد.

از خودتان بپرسید من خقیقتاً چه چیزی می فروشم و فرهنگ شرکتی ما دریاره برندمان چه می گوید؟ از همه مهمتر خود را به نشر همه روزه فرهنگتان و انتقال ارزش های آن در کل سازمان متعهد کنید.

مشتری مداری و فروش

امتیاز ۴.۲ از ۵ رای

پیشنهاد میکنم این مطالب رو هم بخونید!

4 دیدگاه دربارهٔ «نقد و بررسی هدایا تبلیغاتی ۴ شرکت بزرگ ایرانی»

saeed گفت:

سلام ممنون از مطلب خوبتون برای تقویم رومیزی و طراحیش چن تا نکته رو باید در نظر گرف اول کاربری بهر حال اگه محصولی کاربری درستی نداشته باشه روی میز قرار نمیگیره این کاربری هم باید برای مصرف کنندش باشه هم برای ارباب رجوع مصرف کننده تقویم رومیزی کار اصلیش نمایش تقویمه نه تبلیغ یه شرکت تبلیغ ذیل اون کاربری باید قرار بگیره دوم شکل ظاهری یا دکوراتیو اغلب دوست دارن طوری تبلیغ کنن که به چش بیان گل درشت باشن غافل از اینکه من مصرف کننده اصلاً علاقه ای ندارم با تقویم گل درشت یه شرکت دیگه ظاهر میز کارمو خراب کنم سوم هماهنگی تقویم با سایر وسایلی که قراره روی یه میز قرار بگیره هر چی هنرمندانه تر از رنگای خنثی برای تقویم رومیزی استفاده بشه و بصورت غیر مستقیم تاکید تبلیغاتی داشته باشه کاربر پسند تر و موندگار تره و چهار کیفیت گاهی تصور میشه مردم تشنه دریافت این نوع هدایا هستن پس قیمت و کیفیت و کم کنیم و تیراژ و بالا ببریم و باز غافل از این که اگه کار شکیل نباشه ، هیچ کس میز کارشو بخاطر همچین هدیه ای خراب نمیکنه حتی خودمون هم حاضر نیسیم چنین کاری بکنیم در مورد مباحث گرافیکیم که تقریباً باید زار زار گریه کرد 🙂

محمود همتی پور گفت:

عرض ادب و احترام خدمت دوست و استاد عزیزم جناب آقای شیخ علی بزرگوار قبل از هر چیز تشکر ویژه ای دارم من باب تهیه مطالبی کاملا کاربردی و بیان آنها با زبان ساده. پیرامون موضوع مطروحه متاسفانه یکی از بزرگترین معضلات همین مورد وجود رابطه به جای ضابطه است. مسئله بعد وجود مدیران بی کفایت در سطح هرم مدیریتی مجموعه هاست. نکته سوم عدم استفاده از مشاوره در سطوح تخصصی امور. زیرا اکثریت بر این باور هستند که انجام یک طرح تبلیغاتی و اهدایی به نوعی رفع تکلیف است و همین طرز تفکر جلوی ایجاد راهکارهای متخصصانه را سد میکند. البته با توجه به شیوه های غلط مدیریتی در ایران میتوان دلایل دیگری نیز ذکر نمود که با توجه به مجال کوتاه از باز کردن بیش از این خودداری مینمایم. فقط امیدوارم کمتر شاهد کج سلیقگیهای موجود باشیم. با آرزوی توفیق روز افزون برای حضرتعالی ارادتمندتان محمود همتی پور

محمد گفت:

ارائه اینگونه هدایا تبلیغاتی به یک معضل در جامعه تبدیل شده و معمولا اینقدر این هدایا بدون کاربرد هستند که هیچ کجا نمی توان از آنها استفاده کرد. نمیدانم، شاید واقعاً طراح خوب نداریم یا طراح های خوب در دسترس نیستند.

سلام گفت:

اگر هر پروژه ای(از جمله بحث تبلیغات و ارایه هدایای تبلیغاتی) توسط متخصصان آن حوزه اجرا شود، شاهد اینهمه اتلاف هزینه و انرژی نخواهیم بود.
اگر دقیقتر نگاه کنیم طراحی و تولید این تقویم های رومیزی با این حجم از مقوا و در تیراژ بالا که نهایتا یک سال کاربرد دارد بیشتر از این که سودمند باشد زیان آور است، چه برای محیط زیست و چه برای هویت برند! محصولاتی بی کیفیت که تصویر خوبی از شرکت ها نمیسازند و بیشتر برای رفع تکلیف ارایه می شوند. در حالی که با کمی خلاقیت و با همان هزینه امکان ارایه هدایایی کاربردی، دوست داشتنی و بادوام بیشتری وجود داشت.
بنظر من یکی از مجموعه های موفق در این زمینه، که محصولات آنها را شخصا از نزدیک دیده ام، گروه خلاقیت دیدینو(http://ddno.ir) است که هدایای تبلیغاتی جدیدی از جمله تقویم طراحی و تولید میکند. تقویمهایی با متریالهای مختلف و با قیمتهای متنوع
مثلا این نمونه:
http://ddno.ir/Item/تقویم-سالیان-خوش-و-استند-چندکاره/
هدیه تبلیغاتی مدیریتی با تقویمی که میتوان بطور دایم از آن استفاده کرد
یا این نمونه:
http://ddno.ir/Item/تقویم-یک-سال-در-یک-نگاه/
تقویم مقوایی با قیمت ارزان و بسته بندی متفاوت

https://www.parsnews.com/بخش-اخبار-۲/۶۱۱۱۷۱-هدایای-سازمانی-تبلیغاتی-سال-این-بار-خلاقانه-تر-از-همیشه

شاید توجه به تخصص،  موضوعی ست که این روزها کمتر به آن توجه میشود و در واقع بجای انتخاب شایسته به انتخاب سرسری و بی تفکر روی آورده شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − شش =

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مجتبی شیخ علی است | 1394 طراحی و اجرا : آژانس تبلیغاتی هور

رفتن به بالای صفحه