فرایند مذاکره های تجاری و سیاسی در خیلی از اوقات پیچیده می شوند و هر چه برنامه ریزی در این مذاکره بیشتر و دقیق تر باشد، احتمال موفقیت و کسب نتایج مطلوب بیشتر خواهد شد. ما قبلاً در مطالبی جداگانه در خصوص برنامه ریزی قبل از مذاکره صحبت کرده ایم (اینجــا و اینجـــا ) و در این مطلب به برخی از سوال هایی می پردازیم که قبل از مذاکره باید به آنها پاسخ بدهیم و پاسخ این سوال ها شکل و روش مذاکره ما را مشخص می کند.
بسیار مهم است که قبل از شروع مذاکره مشخص کنیم که قرار است چند نفر برسر میز مذاکره بنشینند. خیلی اوقات این موضوع را به نوع مذاکره طرف مقابل ارتباط می دهند و گفته می شود اگر طرف مقابل شما بصورت انفرادی بر سر میز مذاکره نشست شما هم انفرادی مذاکره کنید و اگر او از تیم مذاکره استفاده کرد، شما هم حتماً یک تیم مذاکره ای تشکیل بدهید.
نکته دیگر که در پاسخ این سوال وجود دارد، چیدمان تیم مذاکره کننده است، اینکه در تیم مذاکره من هر فردی چه وظیفه ای دارد و باید در مورد چه موضوعی صحبت کند؟ نظر نهایی را چه کسی می دهد؟ چه کسی چانه زنی می کند و موارد دیگر.
همچنین باید بررسی کرد که چه کسانی و با چه دانش فنی همراه تیم باشند که بتوان از پس مذاکره بر آمد و بتوان تیم مذاکره را بگونه ای بچینیم که با تیم مذاکره کننده روبرو همسان باشد.

آیا قبلاً مذاکره ای با این فرد یا سازمان داشته ام؟ اگر مذاکره داشته ام اخلاق، خصوصیات و ویژگی های آنها چگونه است؟ چگونه چانه زنی می کنند و سبک مذاکره آنها چگونه است؟
در صورتی که برای اولین بار است که برای مذاکره با یک سازمان یا فردی می روید، باید اطلاعاتی در خصوص شرکت بدست بیاورید، اینکه چگونه مذاکره می کنند؟ آیا کارشناسان برای مذاکره می آیند یا مدیران؟ سطح تصمیم گیری مذاکره کننده و اختیارات آنها چقدر است؟ آیا از همکاران شما تاکنون کسی با این شرکت مذاکره کرده است؟ ماموریت ها و رسالت این شرکت چیست؟ چه اطلاعاتی در خصوص مذاکره کننده ها می توان بدست آورد؟ چه اطلاعاتی از شرکت در وبسایت و فضای مجازی وجود دارد؟ و …
یکی از موضوعاتی که در مذاکره باید به آن توجه ویژه داشت، ذینفعان مذاکره است. در مذاکره های عادی خرید و فروش روزانه، ذینفعان در اکثر مواقع خریدار و فروشنده هستند اما در مذاکره های پیچیده تر ذینفعان هم بیشتر می شوند و خیلی اوقات این ذینفعان به سختی قابل شناسایی هستند.
بعنوان مثال در مذاکره شما تصمیم دارید قسمتی از مواد اولیه یک شرکت تولیدی را تامین کنید. یکی از کسانی که از موفقیت این مذاکره تاثیر می پذیرد، شرکتی است که تا کنون بجای شما محصولاتش را به کارخانه تولیدی می فروخته و حالا با ورود شما سهم بازار او کم شده است، به احتمال زیاد این شرکت رقیب ساکت نمی نشیند که شما سهم بازار و سود او را کاهش دهید. از این دست ذینفعان در مذاکره فراوان وجود دارد که باید قبل از مذاکره به آن اندیشید و سناریو مناسب برای رویارویی با آنها و از بین بردن چالش ها را تدوین کرد.
پیش از مذاکره بایستی سوالات مختلفی را بررسی کرد و به جواب آنها اندیشید که در این مطلب به برخی از مهمترین ها پرداختیم، اگر می خواهید مذاکره کننده قوی و حرفه ای باشید، حتماً به برنامه ریزی پیش از مذاکره بیاندیشید و این سوالها و سوالات دیگر را پیش از مذاکره از خودتان بپرسید تا بتوانید از مذاکره خودتان نتایج بهتری دریافت کنید.
در نهایت پیشنهاد می کنم برای شروع یادگیری اصول مذاکره، در دوره مجازی و رایگان اصول و فنون مذاکره شرکت کنید.
13 دیدگاه دربارهٔ «نقدی بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی»
عرض سلام خدمت جناب شیخ علی این کتاب و من خواندم بعضی چیزها رو درست میگه اینکه مردم پولی که بدست میارن سریع خرج میکنن و خودشونو میندازن تو قرض به جای اینکه با پول سرمایه گذاری کنن بعد با سود سرمایه گذاری چیزی بخرن. جدیدا قرار کارتهای اعتباری که تواین کتاب ذکر کرده در کشور ما هم رواج پیدا کنه که این باعث میشه بعد از استفاده از این کارتها برای پرداخت اقساط بیشتر کار کنن و زحمت بکشن و خلاصه همیشه تو قرض باشن که به نظر من از بعضی جنبه ها ذوش مناسبی نباشه از نظر سرمایه گذاری در مسکن و کارای بزرگ درسته متناسب کشور ما نیست به هر حال ممنون از راهنماییهاتون
درود بر شما دقیقا درست می فرمایید.
سلام وقتتان بخیر
شما چه کتابی را پیشنهاد میدید که با سیستم مالی و اقتصادی ایران هم سازگاری داشته باشه؟
سلام، وقت بخیر
متاسفانه کتاب خاصی در این حوزه مطالعه نکردم و نمی شناسم.
من امثال شمارو خوب میشناسم شروع میکنید به سرکوب یک کتاب یا محصول و به جاش محصولات خودتونو تبلیغ کنین که مثلا اون بده مال ما خوبه از ما خرید کنید.امثال شماها هزار سال دیگه نمیتونه جای امثال کیوساکی رو بگیره.شما هزاران نکته خوب این کتابو رها کردی چسبیدی به دو سه موردی که تو ایران کاربرد نداره.برو توبه کن و به جای سرکوب این کتاب سعی کن با تلاش خودتو به سطح رابرت کیوساکی برسونی.
آقا سعید سلام
ممنون بابت نظرت،
دوست من، در این مطلب فقط این کتاب را نقد کردم، اونهم برای ارتباطش با فرهنگ و اقتصاد خودمون،
من هیچ کجای متن توهینی به رابرت کیوساکی نکردم، صرفاً تمرکز کلی مترجم ها و انتشاراتی روی این کتاب و تبلیغ اون بود که این نقدر را نوشتم.
در ضمن، من شغل و تخصصم، موضوع دیگه ای هست و اصلاً در زمینه هوش مالی ادعایی ندارم که بخوام کتاب یا محصول خودم را معرفی کنم.
در ضمن، وقتی در خصوص منابع معتبر در خصوص هوش مالی جستجو می کنیم، این کتاب در صدر منابع نیست.
به زودی این مطلب را ویرایش خواهم کرد و بیشتر توضیح می دهم.
در ضمن هیچ وقت نقد کردن بد نیست، بلکه خوبه و کمک میکنه دید بهتری داشته باشیم (-:
اولا در مورد نقد کتاب ممنونم
دوما به نظرم این کتاب، کتابی هست که حتما باید خونده بشه البته مطالب غیر مرتبط هم داره
در ضمن از انتقادپذیری شما و این که طلب منتقد رو منتشر کردین، بسیار شوکه شدم
سلام
با اینکه کتاب باید خونده بشه، من هم موافقم، این خیلی عالیه که ما کتابهای مختلف و نظرات مختلف را بخونیم و نسبت به اونها آگاه باشیم، همونطور که خودم هم این کتاب را خوندم.
من نظرم را در مورد این کتاب گفتم همانطور که خیلی از دوستان نظر مخالف من دارند.
به نظر من نقد کتاب اون هم به این شکل زمانی معنا میدهد که شما مخاطب کتاب باشید. رابرت کیوساکی کتاب را برای ایرانیان ننوشته و اشکالی هم ندارد که تطبیق نداشته باشد. به نظر من باید نقد خود را اینگونه بیان کنید که: اینکه چه مقدار شیوه تجارت رابرت کیوساکی در ایران جواب میدهد نامعلوم و حتی شاید در مواردی ناممکن هست. اما نکته مهم این است که این کتاب میتواند نکات مهمی را در مورد پول و دانش پول و چگونگی نگاه کردن به پول به ما آموزش دهد و…
درود بر شما
سلام
در کل نقد تمامی کتابها کاری پسندیده هست. مباحثه بین مردم بر سر موضوعات مختلف، در کشورهای اروپایی خیلی پررنگ تر از کشور ماست. اندیشه افراد با بحث و نقد رشدِ بیشتری داره.
در مورد کتاب مذکور، من نظر مثبتی دارم. غیر از رابرت کیوساکی، نویسنده ای سراغ ندارم که خیلی ساده و شفاف در مورد چهار راهی که افراد درآمدشونو کسب میکنن، اطلاعات بده. کیوساکی، افراد مختلف از لحاظ درآمد رو از دیدگاهِ ذهنیت هاشون تقسیم بندی میکنه و سعی میکنه به خواننده یاد بده چطور مثل یه پولدار به دنیا نگاه کنیم… در مورد ساختار کسب و کار توضیح میده و کمکمون میکنه شغلِ سادمون رو توسط سیستم های کسب و کار، توسعه بدیم. نوشته های رابرت در مجموع از دو بُعد تشکیل میشن. بعد اول نظم دادن به ذهنیت افراد در رابطه با ثروت مادی و بُعد دوم اطلاعاتِ اقتصادِ شخصی…
خیلی عالی
درست می فرمایید.
این برداشت ها، از دیدگاه افراد انتقال پیدا می کند و همانطور که گفته ام، من صرفاً نظر شخصی خودم را می نویسم و این به معنی این نیست که کتابی مفید نیست. و چه بسا این کتاب برای بسیاری از دوستان، بسیار راهگشا و موثر بوده است.
ممنون از شما که در این بحث شرکت کردید (:
باسلام
کتاب فوق عملا خیلی از مباحث کلی اقتصاد در مدیریت را زیر سوال برده، نویسنده سعی در برهم زدن قوانین واقعی حداقل جامعه کنونی و اوضاع و احوالات اقتصادی و بالاخص متد های نوین مدیریت استراتژیک و مبحث swot دارد لذا با مطالعه بخشی از کتاب از نظر بنده، مغایر با اصول اولیه علوم اقتصادی میباشد