زندگی ما انسان ها سراسر تصمیم گیری است، بعنوان مثال شما الان در حال تصمیم گیری هستید که این مطلب را انتها بخوانید یا خیر. در همین راستا دانستن اصول صحیح تصمیم گیری می تواند به ما در بهتر کردن روند زندگی کمک کند.
ابتدا به سراغ داستان خر ژان بوریدان برویم. ژان بوریدان یکی از فیلسوفان قرون وسطی بوده است که این موضوع توسط وی بیان شده است.
گفته می شود اگر یک خر (الاغ) گرسنه را بین دو دسته علوفه قرار بدهید و فاصله خر با هر دو یکی باشد، خر نمی تواند تصمیم بگیرد که به سمت کدام دسته علوفه برود و ممکن است از گرسنگی بمیرد،
داستان دیگر می گوید اگر خری که هم تشنه است و هم گرسنه را بین علوفه و آب بگذاری، نمی تواند تصمیم بگیرد که اول به سمت کدام برود.
این داستان به تصمیم گیری ما انسان ها هم تعمیم داده شده است. خیلی اوقات ما انسان ها وقتی بین دو گزینه یکسان قرار می گیریم، دچار فلج تصمیم گیری می شویم، یعنی نمی توانیم بین دو گزینه یکی را انتخاب کنیم و مدام بین گزینه ها این و آن می کنیم.
این مثال می تواند موضوع را بازتر کند:
مدیرتان برای پروژه جدید به شما پیشنهاد می دهد که یا ۱۰% به حقوق شما اضافه کند یا از عواید پروژه ۴۰% به شما پاداش بدهد. از نظر مالی هردو گزینه تقریباً شبیه هم هستند، ۱۰% افزایش حقوق همیشگی است و می توان در ماه های بعدی هم روی آن حساب کرد و ۴۰% پاداش هم رقم قابل توجهی است که می تواند برخی از مشکلات فعلی شما را حل کند.
همین موضوع در جلسات مذاکره و حتی زندگی روزمره ما هم تکرار می شود.
———————————————————————————————————————————–
در ادامه سه راهکار برای رد شدن از این تله تصمیم گیری را مرور می کنیم.
اولین راهکاری که برای این مشکل در تصمیم گیری، یعنی سندروم خر ژان بوریدان توصیه می شود این است که نکات منفی گزینه های مختلف را لیست کنید و گزینه ای را انتخاب کنید که نکته منفی کمتری دارد.
اجازه بدهید برای تکمیل این نکته، به مثالی که در بالا گفتیم برگردیم. در این حالت می توان برای هر گزینه نکات منفی را لیست کرد.
۱۰% افزایش حقوق: ممکن است رقم کمی بشود، پس از چند وقت عادی می شود.
پاداش معادل ۴۰% سود: فقط همین یکبار است، ممکن است خیلی سریع خرج شود و اصلاً چیزی از آن نفهمیم، تداوم ندارد، با این رقم کار خاصی شاید نتوانم انجام بدهم.
با این شرایط تعداد گزینه های منفی پاداش ۴۰% بیشتر است و فرد ترجیح می دهد ۱۰% افزایش حقوق را بپزیرد.
با همین روش می توانید در مواقعی که بین دو گزینه بسیار مطلوب گیر کرده اید و نمی توانید تصمیم گیری کنید، یک گزینه را حذف نمایید. معمولاً در برخی از روش ها توصیه می شود نکات مثبت را هم بررسی کنید اما در این روش و برای گزینه های عالی، توصیه، صرفاً بررسی نکات منفی است.
فردی که در زندگی خودش هدف مشخصی داشته باشد و چشم انداز زندگی خودش را بداند، راحت تر تصمیم گیری می کند. اهداف مشخص به ما کمک می کند در تصمیم گیری به سمت مواردی برویم که ما را زودتر به هدفمان می رسانند.
تصور کنید فردی مثال بالا، تصمیم دارد در ۶ ماه آینده از شرکتش جدا شود و یک کسب و کار شخصی راه انداری کند. با این برنامه مشخص مطمئناً او پاداش معادل ۴۰% سود را انتخاب می کند.
هرچقدر اهداف ما روشن تر باشد، راحت تر می توانیم تصمیم گیری کنیم.
این موضوع در مذاکره ها کاربردی بیشتری دارد اما قابل تعمیم به قسمت های مختلف زندگی است. فردی که خط قرمز زندگی، کسب و کار و مذاکره اش مشخص باشد، دچار وسواس و وسوسه در انتخاب و تصمیم گیری نمی شود.
اگر بتوانید ارزش ها و باورهای زندگی و کسب و کار خودتان را مشخص کنید، ساده تر می توانید خط قرمزهای خودتان را بشناسید.
فردی که اخلاق، در زمره خط قرمزهایش است، هیچ گاه دچار این وسوسه نمی شود که رشوه دریافت کند و فردی که در مذاکره ای خط قرمزش ۱۰% تخفیف است، حاضر نمی شود در قبال چند امتیاز جزئی مانند پرداخت نقدی، تخفیف بیشتری بدهد.
البته این نکته را باید یادآور بشوم که در مذاکره ها، معمولاً با تغییر شرایط می تواند خط قرمز من تغییر کند، بعنوان مثال من در شرایط عادی که پرداخت ها بصورت ۲ ماهه است، ۱۰% تخفیف می دهم اما اگر پرداخت نقد شود، سقف تخفیف من به ۱۴% می رسد.
همانطور که گفته شد، ما در طول زندگی تصمیم های مختلفی می گیریم، اما گاهاً در معرض تصمیم هایی قرار می گیریم که انتخاب یک گزینه سخت است. در این مطلب هم به شرایطی پرداختیم که در مقابل ما دو گزینه عالی وجود دارد و اینکه چطور می توانیم از بین دو گزینه عالی که هردو برای ما مطلوب است، کدام را انتخاب کنیم.
13 دیدگاه دربارهٔ «نقدی بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول اثر رابرت کیوساکی»
عرض سلام خدمت جناب شیخ علی این کتاب و من خواندم بعضی چیزها رو درست میگه اینکه مردم پولی که بدست میارن سریع خرج میکنن و خودشونو میندازن تو قرض به جای اینکه با پول سرمایه گذاری کنن بعد با سود سرمایه گذاری چیزی بخرن. جدیدا قرار کارتهای اعتباری که تواین کتاب ذکر کرده در کشور ما هم رواج پیدا کنه که این باعث میشه بعد از استفاده از این کارتها برای پرداخت اقساط بیشتر کار کنن و زحمت بکشن و خلاصه همیشه تو قرض باشن که به نظر من از بعضی جنبه ها ذوش مناسبی نباشه از نظر سرمایه گذاری در مسکن و کارای بزرگ درسته متناسب کشور ما نیست به هر حال ممنون از راهنماییهاتون
درود بر شما دقیقا درست می فرمایید.
سلام وقتتان بخیر
شما چه کتابی را پیشنهاد میدید که با سیستم مالی و اقتصادی ایران هم سازگاری داشته باشه؟
سلام، وقت بخیر
متاسفانه کتاب خاصی در این حوزه مطالعه نکردم و نمی شناسم.
من امثال شمارو خوب میشناسم شروع میکنید به سرکوب یک کتاب یا محصول و به جاش محصولات خودتونو تبلیغ کنین که مثلا اون بده مال ما خوبه از ما خرید کنید.امثال شماها هزار سال دیگه نمیتونه جای امثال کیوساکی رو بگیره.شما هزاران نکته خوب این کتابو رها کردی چسبیدی به دو سه موردی که تو ایران کاربرد نداره.برو توبه کن و به جای سرکوب این کتاب سعی کن با تلاش خودتو به سطح رابرت کیوساکی برسونی.
آقا سعید سلام
ممنون بابت نظرت،
دوست من، در این مطلب فقط این کتاب را نقد کردم، اونهم برای ارتباطش با فرهنگ و اقتصاد خودمون،
من هیچ کجای متن توهینی به رابرت کیوساکی نکردم، صرفاً تمرکز کلی مترجم ها و انتشاراتی روی این کتاب و تبلیغ اون بود که این نقدر را نوشتم.
در ضمن، من شغل و تخصصم، موضوع دیگه ای هست و اصلاً در زمینه هوش مالی ادعایی ندارم که بخوام کتاب یا محصول خودم را معرفی کنم.
در ضمن، وقتی در خصوص منابع معتبر در خصوص هوش مالی جستجو می کنیم، این کتاب در صدر منابع نیست.
به زودی این مطلب را ویرایش خواهم کرد و بیشتر توضیح می دهم.
در ضمن هیچ وقت نقد کردن بد نیست، بلکه خوبه و کمک میکنه دید بهتری داشته باشیم (-:
اولا در مورد نقد کتاب ممنونم
دوما به نظرم این کتاب، کتابی هست که حتما باید خونده بشه البته مطالب غیر مرتبط هم داره
در ضمن از انتقادپذیری شما و این که طلب منتقد رو منتشر کردین، بسیار شوکه شدم
سلام
با اینکه کتاب باید خونده بشه، من هم موافقم، این خیلی عالیه که ما کتابهای مختلف و نظرات مختلف را بخونیم و نسبت به اونها آگاه باشیم، همونطور که خودم هم این کتاب را خوندم.
من نظرم را در مورد این کتاب گفتم همانطور که خیلی از دوستان نظر مخالف من دارند.
به نظر من نقد کتاب اون هم به این شکل زمانی معنا میدهد که شما مخاطب کتاب باشید. رابرت کیوساکی کتاب را برای ایرانیان ننوشته و اشکالی هم ندارد که تطبیق نداشته باشد. به نظر من باید نقد خود را اینگونه بیان کنید که: اینکه چه مقدار شیوه تجارت رابرت کیوساکی در ایران جواب میدهد نامعلوم و حتی شاید در مواردی ناممکن هست. اما نکته مهم این است که این کتاب میتواند نکات مهمی را در مورد پول و دانش پول و چگونگی نگاه کردن به پول به ما آموزش دهد و…
درود بر شما
سلام
در کل نقد تمامی کتابها کاری پسندیده هست. مباحثه بین مردم بر سر موضوعات مختلف، در کشورهای اروپایی خیلی پررنگ تر از کشور ماست. اندیشه افراد با بحث و نقد رشدِ بیشتری داره.
در مورد کتاب مذکور، من نظر مثبتی دارم. غیر از رابرت کیوساکی، نویسنده ای سراغ ندارم که خیلی ساده و شفاف در مورد چهار راهی که افراد درآمدشونو کسب میکنن، اطلاعات بده. کیوساکی، افراد مختلف از لحاظ درآمد رو از دیدگاهِ ذهنیت هاشون تقسیم بندی میکنه و سعی میکنه به خواننده یاد بده چطور مثل یه پولدار به دنیا نگاه کنیم… در مورد ساختار کسب و کار توضیح میده و کمکمون میکنه شغلِ سادمون رو توسط سیستم های کسب و کار، توسعه بدیم. نوشته های رابرت در مجموع از دو بُعد تشکیل میشن. بعد اول نظم دادن به ذهنیت افراد در رابطه با ثروت مادی و بُعد دوم اطلاعاتِ اقتصادِ شخصی…
خیلی عالی
درست می فرمایید.
این برداشت ها، از دیدگاه افراد انتقال پیدا می کند و همانطور که گفته ام، من صرفاً نظر شخصی خودم را می نویسم و این به معنی این نیست که کتابی مفید نیست. و چه بسا این کتاب برای بسیاری از دوستان، بسیار راهگشا و موثر بوده است.
ممنون از شما که در این بحث شرکت کردید (:
باسلام
کتاب فوق عملا خیلی از مباحث کلی اقتصاد در مدیریت را زیر سوال برده، نویسنده سعی در برهم زدن قوانین واقعی حداقل جامعه کنونی و اوضاع و احوالات اقتصادی و بالاخص متد های نوین مدیریت استراتژیک و مبحث swot دارد لذا با مطالعه بخشی از کتاب از نظر بنده، مغایر با اصول اولیه علوم اقتصادی میباشد