۳ جبرگرایی رایج که مانع مسئولیت پذیری ما می شود

از موضوعاتی که در بسیاری از کتاب های موفقیت می توان رد پای آنرا دنبال کرد، مسئولیت پذیری است.

مسئولیت پذیری و مسئولیت پذیر بودن مقوله ای است که در جامعه امروزی ما جای خالی آن احساس می شود و متاسفانه بسیار هستند افرادی که همواره دیگران را مقصر تمام مشکلات و اتفاق های زندگی و کسب و کار خود می دانند.

در ویدئو زیر در این خصوص صبحت کرده ام و سه عامل مهم در مسئولیت گریزی که استفان کاوی از آنها با عنوان جبرگرایی یاد کرده است را با هم مرور می کنیم.

 

 

ویدئو مسئولیت پذیری را می توانید از اینجـــــا دانلود نمایید

 

——- این ویدئو رایگان را از دست ندهید:   تعریفــی از نقطه عطف  

 

متن ویدئو فوق برای دوستانی که خواندن را از شنیدن بیشتر دوست دارند

خیلی دوست دارم سحر خیز باشم اما نمیشه، یعنی نمی تونم، اصلا نمی تونم به موقع کارهام را انجام بدم. اصلاً من کلاً شانس ندارم، یعنی اگر وضع پدر ومادرم خوب بود، خب این اوضاع و احوا من نبود، نه که فقط تقصیر اونها باشه ها، دولت هم مقصره، اگه دولت یکم امکانات برامون می ذاشت، اوضاع و احالمون بهتر.

حالا دولت، کنارش مسئولین دیگه. اصلاً همش تقصیر دیگرانه وگرنه من الان خیلی اوضاع بهتری داشتم…

………………………..

نظر شما در مورد این آدمها چیه؟ چه نظری در موردشون دارید؟ افرادی که مسئولیت کار و زندگی خودشون را برعهده نمی گیرن و همه چیز را گردن دیگران می اندازند.

جالبه که در کتاب های موفقیت در مورد مسئولیت پذیری زیاد صحبت شده و اون را خیلی پراهمیت و پررنگ نشان دادند.

جالا چه توی کتاب های خارجی و چه در کتاب های دینی و مذهبی خودمون، به این موضوع زیاد پرداخته شده است.

بعنوان مثال جیم ران بعنوان یکی از اساتید بزرگ موفقیت میگه: انسانها زمانی به سن بلوغ می رنسند که یاد بگیرند مسئولیت زندگی خودشون را برعهده بگیرن.

جالب اینجاست که وقتی به اطرافمون نگاه می کنیم، افرادی را می بینیم که ۸۰ سال سن دارند اما با توجه به این تعریف، هنوز به سن بلوغ نرسیدن.

یکی از کارهایی که باید انجام بدید اینه که همیشه مسئولیت کارهای خودتون را خودتون برعهده بگیرید. اینکه ما دیگران مقصر اتفاق ها می دونیم، بر میگرده به یکسری جبرگرایی که در درون ما وجود داره.

سه نوع جبرگرایی وجود داره:

دسته اول جبرگرایی ژنتیکی است

خیلی ها میگن این ژنتیک ماست و از پدر و مادر و خاندان به ما به ارث رسیده، پدرومادر من همیشه صبح ها تا دیر وقت می خوابن و من هم همینطورم.

درسته، خیلی چیزها به ما به ارث میرسه، یکسری از این موارد مثل رنگ چشم و چهره و … تقریبا قابل تغییر نیستند اما یکسری از عادت هایی که به ما به ارث میرسه قابل تغییر هستند، فقط باید خودمون بخوایم.

دسته دوم جبرگرایی روانی.

این افراد براین باورند که این چیزی که هستیم ماحصل تربیت ماست، پدر ومادر، ما را اینگونه بار آوردند، اونها باعث شدند من تنبل و تن پرور بشم، خانوادم باعث شدند من اینطور بشم. این هم نوعی چبرگرایی هست، شما اگر خودتون بخواهید می توانید از این جبرگرایی هم خلاص بشید.

 

دسته سوم، جبرگرایی محیطی هست.

به طرف می گیم چرا سیگار میکشی؟ میگه همه دوستان من سیگاری بودند، من هم سیگاری شدم. میگیم چرا توی شرکت کم کاری می کنی؟ میگه خب همه همکارام اینطوری هستند، من هم اینطوری شدم. این جبرگرایی محیطی هست. خودمون را میخواهیم مثل بقیه بکنیم، میگیم چون بقیه این کار را کردند پس من هم این کار را انجام میدهم. اما این هم یک اشتباه دیگه ما انسان هاست، ما می تونیم زندگی خودمون را خودمون بسازیم و مسیر زندگی را خودمون انتخاب بکنیم،

اگر بخواهیم خودمون را دچار این جبرگرایی ها بکنیم،  همیشه یک مسیر اشتباه را باید بریم و درزندگی موفقیتی را نخواهیم دید.

امیدوارم شما در زمره این انسانها نباشید و مسئولیت اتفاق های زندگیتون را برعهده بگیرید و همیشه فردی مسئولیت پذیر باشید نه مسئولیت گریز.

من مجتبی شیخ علی برای همه شما آرزوی پیروزی و موفقیت می کنم.

شما هم نظر دهید...

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.