مقالات توسعه فردی

18 قانون موفقیت و توسعه فردی

زمانی که دانشجو بودم، در یک دوره بلند مدت کارآفرینی که در دانشگاه برگزار میشد، شرکت کردم. یکی از کلاس های این دوره، اصول موفقیت بود. مدرس این دوره، تعداد زیادی قانون را به ما یاد داد. چندی پیش جزوه این دوره را دیدم و براساس آنچه در آن کلاس گفته شده بود و کتاب ها و مطالبی که خوانده بودم، مطلب زیر را نوشتم که بصورت یک کتاب الکترونیک هم قابل دانلود است.

مطمئناً با 18 قانون که هیچ، با 1000 قانون هم نمی توان خیلی راحت مسیر موفقیت را طی کرد، مگر اینکه هدف، برنامه ریزی، پشتکار و اراده داشته باشید، اما به هرحال پیشنهادم این هست که اگر دنبال پیشرفت و توسعه فردی هستید، نگاهی هم به این نکات و این نوشته قدیمی بیاندازید، شاید نکته هایی در آن باشد که به شما انگیزه و روحیه ادامه مسیر و پیشرفت را بدهد.

 قوانین موفقیت

 

 شروع کنید …قوانین موفقیت

همه ما انسانها به دنبال آرزوها و موفقیت های بسیار در حال و آینده هستیم، اما آینده مکانی نیست که آنجا میرویم،آینده جایی است که آنرا می سازیم،

راههایی که به آینده ختم می شوند یافتنی نیستند،بلکه ساختنی اند،  بگونه ای که ساختن این راه ها هم آینده  و هم سازنده را بکلی دگرگون می کنند.

در راه رسیدن به آینده ای مطلوب بایستی قوانینی را برای خود داشته باشیم، این قوانین هستند که می توانند یاری رسان ما در راه موفقیت باشند.

نکته مهم اینجاست که تمام این موارد به خودی خود نمی تواند راهگشا شما باشد، بلکه آینده ای روشن نیازمند تلاش فراوان می باشد،

 کسی موفق خواهد بود که دست از تلاش و کوشش بر ندارد.

 

چه زیبا فرمودند مولای کلام ، حضرت علی (علیه السلام):

« تصمیم راسخ با سورچرانى (تن‌پرورى) جمع نمی‌شوند. چه بسیار تصمیمهاى روز را كه خوابِ شب می‌شكند، و چه بسیار تاریكی‌ها كه یاد همّتهاى بلند را از خاطر محو می‌كند.»

 

اما قوانین موفقیت ….

 

قانون اول: در زندگی هدفمند باشید:

 باید برای آینده آرزو و هدف هایی داشته باشید و آنها را محقق کنید، آرزو های شما می تواند رویایی، شگفت انگیز و یا خیالبافانه باشد. هیچگاه از فکر کردن به این آرزوها نترسید، با تلاش همه چیز شدنی است، انسانهای بزرگ هم در ابتدا مانند شما بودند  ولی با تلاش و پشتکار تبدیل به افراد بزرگی شدند، زندگی نامه افرادی مثل بیل گیتس  و یا صاحبان صنایع بزرگی کشورمان مانند میهن، شیرین و عسل و … ببینید، این افراد لحظه ای دست از تلاش و پشتکار برنداشتند.

تنها کاری که باید انجام بدهید برنامه ریزی و هدف کذاری برای رسیدن به آرزو ها و هدفهایتان هست. اینکه برای رسیدن به آرزو بزرگتان، چه کارهایی باید بکنید؟ با چه کسانی باشید؟ چقدر هزینه کنید؟ و چقدر زمان نیاز دارید؟

نکته مهم این است باید با تمام وجود به هدفتان و آرزویتان اعتقاد داشته باشید، اگر با تمام وجود به آن فکر نکنید، هوسی بیش نیست.

بی هدف بودن در زندگی همانند فردی است که در ترمینال مسافربری، پشت گیشه بلیط فروشی،درخواست بلیط نماید بدون آنکه بداند کجا می خواهد برود.

قوانین موفقیت

طبق آمار، تنها 10% از مردم برای زندگی خود هدف دارند، و تنها 3% این دسته اهداف خود را مکتوب می کنند، (فراموش نکنید همواره کسانی که اهداف خود را مکتوب می کنند موفق تر هستند)

حالا شما در کدام دسته از این افراد هستید؟ 90% که هدف ندارند؟ 10% که هدف دارند؟

حالا خود شما، تا حالا سعی کردی هدف های زندگیت را مشخص کنی و اونها را تو یه کاغذ، تقویم و یا انتهای سررسیدت بنویسی و به اونها سربزنی و ببینی چقدر بهشون نزدیک شدی؟؟

اما چرا باید اهداف نوشته بشه؟؟

  • بانوشتن اهداف خلاقیت پیدا می کنید.
  • تلاشتان برای رسیدن به آنها بیشتر می شود.
  • همواره آنها را می بینید، پس هدفهایتان به فراموشی سپرده نمی شود.
  • برای رسیدن به آنها انگیزه پیدا می کنید.
  • و هزاران فایده دیگر که اگر اینکار را بکنید خودتون به اونها خواهید رسید.


ویژگی های یک هدف خوب:

هدف خوب باید SMART  باشد یعنی 5 ویژگی:

 1-  Specific یعنی مشخص باشد:  

بدانیم دقیقاً قرار است به چه چیزی برسیم، چقدر تلاش نیاز است، چقدر هزینه باید کرد؟ و …

مثلا کسی که می خواهد خانه بخرد، باید مشخص کند چه نوع خانه ای ویلایی یا آپارتمانی، چقدر پول دارد، کدام منطقه شهر، خانه چند متری ، 100، 200 یا 1000 متری؟

یا کسی که می خواهد دانشگاه برود، چه رشته ای؟ چه دانشگاه هایی را دوست دارد، چقدر باید برای رسیدن به رشته و دانشگاه درس بخواند؟ چه هزینه ای دارد؟ مثلا هزینه کلاس کنکور، هزینه دور بودن از دوستان و خانواده، و حتی تلخی نداشتن تفریح

حال مهم است مشخص کند که با این هزینه ها چه چیزی بدست می آورد؟ آیا قبولی در دانشگاه موفقیت است یا اگر به شغل آزاد بپردازد بهتر است؟

 

2- Measurable قابل اندازه گیری باشد:

بتوان هدف را اندازه گیری کرد، یعنی بتوان معیارهایی تعیین کرد که براحتی بتوان نزدیک شدن به هدف را مشخص کرد، مثلا قبولی در کنکور با رتبهزیر 1000 یا کسی که میخواهدبنده خوب خدا باشد، باید بداند بنده خوب خدا چه ویژگی هایی دارد و با این معیار ها چقدر فاصله دارد؟

هدفی که قابل اندازه گیری نباشد، توانایی رساندن شما را به سمت موفقیت ندارد.
 

3 –  Acceptable قابل پذیرش باشد و یا دردسترس باشد:

لازم نیست که هدف شما از دید دیگران امری ممکن باشد ولی حتما باید از دید خودتان غیر ممکن نباشد .در غیر این صورت هدفی که انتخاب کرده اید تنها یک آرزوی پوچ و واهی است .به عنوان مثال اگر هدف شما داشتن یک هواپیمای جت اختصاصی است خودتان آنرا مورد بررسی قرار دهید که آیا آن هدف برای شما دست یافتنی است یاخیر!!

 

4– Realistic  – هدف واقع بینانه باشد:

واقعی بودن هدف یعنی اینکه هدف خیالی و توهمی نباشد به عنوان مثال شما نمی توانید به بازار بروید و یک ماشین پرنده خریداری کنید اما ساخت یک ماشین پرنده برای یک مخترع میتواند یک هدف باشد پس ماشین پرنده برای اولی یک خیال و برای فرد دوم یک هدف است.
 

5– Timely– دارای زمان بندی باشد:

متاسفانه بسیاری از افراد از توجه به این ویژگی غفلت می ورزند .شایددر این مواقع سعی میکنند برای تحقق اهداف خود زمان پیش بینی کنند و وقتی که این توان را در خود نمی یابند از تعیین منصرف می‌شوند غافل از اینکه زمان در واقع بخشی از هدف شماست برای درک این مطلب به مثال زیر توجه کنید:

فرض کنید برای خرید دوچرخه در سن 15 سالگی برنامه ریزی میکنید ، اما زمان مشخص نمی کنید و در سن 85 سالگی دوچرخه را می خرید، آیا این دوچرخه به کار شما می آید؟یا بجای قبولی در سن 20 سالگی تویکنکور، در سن 80 سالگی قبول بشید.؟؟؟!!!!

 

 

پیشنهاداتی برای نوشتن اهداف زندگیتان:

می خواهم چند پیشنهاد در خصوص نوشتن اهداف به شما بگویم (دقت کنید نوشتن اهداف، نه فکر کردن به اهداف- حتما مکتوب کنید)

اهداف را به سه گروه تقسیم کنید:

  • اهداف بلند مدت: این اهداف کلی هستند و مسیرشما برای چند سال آینده را مشخص می کنند، مثلا ایران برنامه بلند مدت خود را با نام چشم انداز 20 ساله مشخص کرده که میخواد در سال 1404 به اهدافش برسه.

شما هم می توانید جشم انداز 5 و یا حتی 10 سال آینده خودتان را مشخص کنید. (خیلی از انسانهای موفق برای 20 سال آینده خود برنامه مکتوب دارند)

  • اهداف میان مدت: اهدافی است که برای یک یا 2 سال آینده برنامه ریزی می شود، و کمک می کند به اهداف بلند مدت خودتون نزدیک بشید.
  • اهداف کوتاه مدت: هدف هایی هستند که برای کمتر از یک سال نوشته می شوند.
  • اهداف و برنامه های خود را روزانه و هفتگی بنویسید و در انتهای روز و هفته چک کنید چقدر از کارهایتان به خوبی به اتمام رسید

 

ودر آخر فرمول موفقیت را بخاطر بسپار:

  • تصمیم بگیر چه میخواهی؟
  • تصمیم بگیر برای رسیدن به آن چه بهایی باید بپردازی؟
  • بهای آنرا بپرداز

 

قانون دوم:  اولویت های خودتون را مشخص کنید:قوانین موفقیت

برای موفقیت باید کارهاتون را اولویت بندی کنید و بر روی اولویت ها با جدیت و سختکوشی کار کنید.

فعالیت های خودتون را؛ قاطعانه/پایدار/خونسرد/پرهیز از انحراف و پریشانی/اصرار بر تكمیل كارو تنظیم دائمی اولویتها /تمركز انرژی بر مهمترین هدف  انجام بدید.

یادتون باشه بصورت روزانه هدف گذاری کنید، کارهایی که قرار در روز انجام بدید را بنویسید، آنها را اولویت بندی کنید، و روزتون را با مهمترین آنها شروع کنید، سعی کنید تمام کارهایی که در لیست تهیه کردید را به اتمام برسونید.

یك فرد با دو عقیده دمدمی مزاج از تمام جهات فردی ناپایدار است (برایان تریسی)

همیشه این سوالات را از خوتون بپرسید:

  • ارزشمندترین فعالیت من چیست؟؟
  • چه کاری را می تونم به بهترین نحو انجام بدم؟؟
  • ارزشمندترین کاربرد وقتم چیست؟؟
  • چگونه می توانم مشتریان و اطرافیان خشنودی داشته باشم؟؟

 

قانون سوم: راه های دستیابی و مسیر حرکت به سمت هدف را مشخص کنید:

 همواره درباره آنچیزی که می خواهید باشید فکر کنید، با دیگران صحبت کنید، درباره چگونگی رسیدن به آن بیاندیشید. چرا که شما به آنچیزی که فکر می کنید خواهید رسید،

این نکته مهم را به خاطر بسپارید:

افراد موفق همیشه درباره اهدافشان و راه های پیروزی حرف میزنند ولی افراد معمولی همیشه درباره نگرانیها و مشكلات .

آرزوهای خودتان (قانون اول) را به هدف تبدیل کنید، -در قانون اول درباره هدف صحبت کردیم.-

هدفهایتان را مرحله بندی کرده و راهکارهای رسیدن به اهدافتان را شناسایی کنید.


راهکارهای پیشنهادی برای موفقیت:

  • دقیقا مشخص کنید در هر مرحله چه میخواهید و در پایان هر مرحله قرار است چه چیزی بدست بیاورید

(مثال1: فردی برای کسب تحصیلات عالیه برنامه ریزی می کند، یکی از مراحل می تواند دریافت لیسانس با معدل بالای 17 باشد، حالا ای فرد می تواند پس از 4 سال خودش را ارزیابی کند که آیا به این نتیجه رسیده یا خیر؟

مثال 2: فردی در تلاش است تا بتواند کسب و کار اینترنتی موفقی راه اندازی کند، گام ها را مشخص می کند، مثلا طراحی وب سایت ظرف مدت 2 ماه، پذیرش حداقل 100 عضو در یک ماه، و …حال بایستی برای هر گام راهکاری بیاندیشد و برای آن تلاش کند)

  • اهداف را به وضوح مشخص کنید.آنچه در ذهنتان است به روی کاغذ بیاورید. (یادداشت برداری کنید)
  • برای هر هدف زمان مشخص کنید. (حتما برای گام های برنامه زمانی داشته باشید، در چه تاریخی و با چه نتیجه گام اول هدف بایستی به اتمام برسد)
  • لیستی از آنچه در باره آنها فکر میکنید و باید انجام دهید تهیه کنید.
  • نقشه عملیاتی و اولویت کاری خود را مشخص کنید. (زمان خودتون را صرف کارهای بی اولویت و غیر مهم نکنید، مثلا چرخیدن توی اینترنت و شبکه های اجتماعی اونهم به مدت طولانی و …)
  • روی نقشه و طرح خود کار کنید
  • هر روز کاری کنید که شما را یک قدم به هدف نزدیکتر کند.

 

فراموش نکنید، یکی از دلایل مهم شکست و عدم موفقیت امروز و فردا کردن کارها است،

(شما از آن دسته افراد نباشید که همیشه منتظر شنبه اول هفته برای شروع کارشون هستند، از همین امروز شروع کنید چرا که این شنبه هیچ گاه از راه نمی رسد)

 

قانون چهارم: به خودتان ایمان داشته باشیـــد :

 این جمله را همیشه به خاطر بسپارید:

تخم مرغی که از بیرون شکسته شود تنها بدرد درست کردن نیمرو میخورد ولی تخم مرغی که از درون می شکند تبدیل به جوجه می شود و لایق زندگی است

قوانین موفقیتدر زندگی هم این موضوع صدق می کند، تنها کسی که می تواند به شما در رسیدن به موفقیت کمک کند ، خودتان هستید و دیگران تنها می توانند شما را راهنمایی کنند و به شما مشورت دهند.

البته این نکته را فراموش نگنید، همیشه از راهنمایی ها و مشاوره های بزرگ تر ها، مثل پدر ومادر بهره ببرید، (در اینباره در قانون مشورت کنید، بیشتر می گویم)

در زندگی مسئولیت پذیر باشید، از زیر کارها و سختی ها فرار نکنید، آدم های عادی و بی هدف همواره قر می زنند، شکایت می کنند و همیشه ناراضی هستند، شما اینطور نباشید، همیشه بدنبال فرصت باشید.

به دنبال کارهای ساده و راحت نگردید، انجام کارهای ساده از عهده همه بر می آید، انسان های بزرگ موفق کارهای بزرگ انجام می دهند، موفقیت در گرو تلاش فراوان و کار هوشمندانه هست.

 

 

 

این داستان را بخوانید، جالب است:
 

شانگهای یا پكن


در كشور چین، دو مرد روستایی می خواستند برای یافتن شغل به شهر بروند. یكی از آن ها می خواست به شانگهای برود و دیگری به پكن. اما در سالن انتظار قطار، آنان برنامه خود را تغییر دادند زیرا مردم می گفتند كه شانگهایی ها خیلی زرنگ هستند و حتی از غریبه هایی كه از آنان آدرس می پرسند پول می گیرند اما پكنی ها ساده لوح هستند و اگر كسی را گرسنه ببینند نه تنها غذا، بلكه پوشاك به او می دهند.
فردی كه می خواست به شانگهای برود با خود فكر كرد: «پكن جای بهتری است، كسی در آن شهر پول نداشته باشد، باز هم گرسنه نمی ماند. با خود گفت خوب شد سوار قطار نشدم و گرنه به گودالی از آتش می افتادم
فردی كه می خواست به پكن برود پنداشت كه شانگهای برای من بهتر است، حتی راهنمایی دیگران نیز سود دارد، خوب شد سوار قطار نشدم، در غیر این صورت فرصت ثروتمند شدن را از دست می دادم. هر دو نفر در باجه بلیت فروشی، بلیت هایشان را با هم عوض كردند. فردی كه قصد داشت به پكن برود بلیت شانگهای را گرفت و كسی كه می خواست به شانگهای برود بلیت پكن را به دست آورد.
نفر اول وارد پكن شد. متوجه شد كه پكن واقعا شهر خوبی است. ظرف یك ماه اول هیچ كاری نكرد. همچنین گرسنه نبود. در بانك ها آب برای نوشیدن و در فروشگاه های بزرگ شیرینی های تبلیغاتی را كه مشتریها می توانستند بدون پرداخت پول بخورند، می خورد.
فردی كه به شانگهای رفته بود، متوجه شد كه شانگهای واقعا شهر خوبی است هر كاری در این شهر حتی راهنمایی مردم و غیره سود آور است. فهمید كه اگر فكر خوبی پیدا شود و با زحمت اجرا گردد، پول بیشتری به دست خواهد آمد. او سپس به كار گل و خاك روی آورد.
پس از مدتی آشنایی با این كار، 10 كیف حاوی از شن و برگ های درختان را بارگیری كرده و آن را «خاك گلدان» نامید و به شهروندان شانگهایی كه به پرورش گل علاقه داشتند فروخت.
در روز 50 یوان سود برد و با ادامه این كار در عرض یك سال در شهر بزرگ شانگهای یك مغازه باز كرد.
او سپس كشف جدیدی كرد؛ تابلوی مجلل بعضی از ساختمان های تجاری كثیف بود. متوجه شد كه شركت ها فقط به دنبال شستشوی عمارت هستند و تابلو ها را نمی شویند. از این فرصت استفاده كرد. نردبان، سطل آب و پارچه كهنه خرید و یك شركت كوچك شستشوی تابلو افتتاح كرد.
شركت او اكنون 150 كارگر دارد و فعالیت آن از شانگهای به شهرهای هانگجو و ننجینگ توسعه یافته است.
او اخیرا برای بازاریابی با قطار به پكن سفر كرد. در ایستگاه راه آهن، آدم ولگردی را دید كه از او بطری خالی می خواست. هنگام دادن بطری، چهره كسی را كه پنج سال پیش بلیط قطار را با او عوض كرده بود به یاد آورد …….

 

نظرتون درباره داستان چی بود؟؟!!

شما فرصت ها را چطور می بینید، اگر شما بودید به پکن می رفتید یا شانگهای؟؟

این قدرت اراده، تصمیم و پشتکار هست که شما را در هر حال و زمانی و با هر بودجه ای موفق می کند

برای بهتر بودن و بهتر زندگی کردن بایستی بهتر و بیشتر تلاش کنید، تلاشی هدفمند ….

 

در جهان تنها کسی موفق می شود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیز را از خود بخواهد.(شیللر)

 

 

 

قانون پنجم: کاری که دوست دارید و به آن علاقه دارید را انجام دهید:

 

برای اینکه بتونید در زندگی موفق باشید، از شغلتون و کسب و کارتون راضی باشید و از کار کردن خسته نشید، باید بدونید که به چه کاری علاقه دارید،

حتما کارهای مورد علاقه خودتون راشناسایی کنید، ببینید کدوم را بیشتر دوست دارید، روی اون کار سرمایه گذاری کنید و خودتون را به یک فرد حرفه ای تبدیل کنید، بعد از این کارها باید فکر کنید که به چه صورتی می تونید از حرفه مورد علاقه خودتون درآمد کسب کنید، این خیلی مهمه که بتونید در زمینه کاری خودتون و اون چیزی که بهش علاقه دارید کسب درآمد کنید،

اصول بازاریابی کارتون رایاد بگیرید و شروع کنید با تلاش هر چه بیشتر کار کردن.

به اطراف خودتو نگاه کنید، چقدر از این افراد را می بینید، کسانی که به دنبال علایق خودشون رفتن، مثلاً آقای ماهی صفت را می شناسید (مستر بین ایران) هنر و علاقه ایشون خنداندن دیگران هستن، تلاش کرده ، حرفه ای شده و الان تو کارش موفقه. شما چه کسانی را میشناسید؟؟؟

مثلاً شخصی به خودرو و تعمیرات علاقه داره، بعد حرفه ای شدن ، می تونه یه تعمیرگاه کوچک اما متفاوت و حرفه ای راه اندازی کنه، این فرد می تونه با توانایی خودش و استفاده از مهارت های بازاریابی مشتریان زیادی داشته باشه

 

چند  نکته:

  • فراموش نکنید در هر کاری که می خواهید واردش بشوید باید یک حرفه ای باشید، این شعار را سرلوحه کارخودتون قرار بدید
    * حرفه ای و متفاوت بودن *
  • یکی از رموز موفقیت که همیشه بهش عقیده داشتم اینه که متمایز باشید
  • در هر کسب و کاری هستید با اصول اولیه بازاریابی ، فروش و مشتری مداری آشنا بشید
  • برای موفقیت باید خیلی تلاش کنید
  • حتما کار خودتون را به بهترین نحو ممکن انجام بدید.(فراموش نکنید زندگی شما وقتی بهتر خواهد شد که شما به بهترین نحو همه کارها را انجام بدید)

 

 

قانون ششم: با بزرگان مشورت کنید:

اگر دوست دارید موفقیت شما تضمین بیشتری داشته باشد، زودتر به هدفتان برسید، سعی کنید همیشه از اطرافیان و بزرگان مشورت بخواهید، با آنها  درباره اهدافتان صحبت کنید و بخواهید به شما پیشنهاد بدهند، مطمئن باشید مشورت با فرد درست و با تجربه می تواند شما را به اهدافتان خیلی خیلی نزدیک کند، هیچگاه از اینکه با فردی مشورت کنید و از او نظری بخواهید، خجالت نکشید،

 یک فرد موفق نباید کمرو، خجالتی و بی عرضه باشد، اگر در موقع حرف زدن دستپاچه می شوید، نمی توانید منظورتان را بخوبی به طرف مقابل انتقال بدهید، پیشنهاد می کنم اول علم و دامنه اطلاعات خودتون را بالا ببرید و بعد کتاب ها فن بیان را مطالعه کنید و در دوره های آن شرکت نمایید.

سعی کنید برای مشورت همیشه نظر چندین نفر را بپرسید، پیشنهاداتی که از چند نفر دریافت می کنید خیلی بهتر از یک نفر است، از بین پیشنهادها، بهترین ها را انتخاب کنید.

 

هیچ ملّتى با هم مشورت نكردند مگر آن كه راه درست خود را پیدا كردند.

 

 

قانون هفتم: سخت کوشانه کار کنید و پشتکار داشته باشید:

موفقیت و توسعه فردی

موفقیت و درآمد شما ارتباط مستقیم با تلاش و پشتکار شما دارد.هرچقدر تلاش شما بیشتر باشد مطمئن باشید زودتر موفق می شوید.

همه ما می دانیم که انسانهای موفق به سخت کوشی ، پر تلاش بودن و پشتکار شهره هستند.

برای زمان خودتون برنامه ریزی داشته باشید، مدیریت زمان را یاد بگیرید:

  • كار خودتون را زود شروع كنید
  • وقتتون را با کارهای بیهوده تلف نكنید
  • زمان را با صحبت های روزمره با همکارانتون از دست ندید
  • با خودتان در باره كار سخت گیر باشید
  • با تمیز كاری ، روزنامه خواندن ، تلفن زدن، چرخیدن در اینترنت و شبکه های اجتماعی و….خود را مشغول نكنید.

 

شاید شما هم ای داستان را شنیده باشید:

در یک سمینار رموز موفقیت، سخنران از حضار ﭘﺮﺳﯿﺪ: «ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺭﺍﯾﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪﻧﺪ؟»
حضار ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩﻧﺪ: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪند »
سخنران: «ﺗﻮﻣﺎﺱ ﺍﺩﯾﺴﻮﻥ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ »
حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ »
سخنران: «ﮔﺮﺍﻫﺎﻡ ﺑﻞ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ »
حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ »
سخنران: «ﻻﻧﺲ ﺁﺭﻣﺴﺘﺮﺍﻧﮓ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ »
حضار: «ﻧﻪ! ﻧﺸﺪ »
سخنران ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﺳﯿﺪ: « دیوید روبرتر ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ؟ »
ﻣﺪﺗﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺩﺭ سمینار ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ. ﺳﭙﺲ یکی از حاضران ﭘﺮﺳﯿﺪ: « دیوید روبرتر ﺩﯾﮕﺮ ﮐﯿﺴﺖ؟ ﻣﺎ ﺗﺎ ﺍلاﻥ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ !! »
سخنران ﮔﻔﺖ: «ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﺭﺍ ﻧﺸﻨﯿﺪﻩ ﺍﯾﺪ، ﭼﻮﻥ ﺍﻭ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺷﺪ »

 

قانون هشتم: به آموزش و یادگیری اهمیت بدهید:

همانطور که هرچه بیشتر ورزش کنید بدن قوی تری خواهید داشت، هرچقدر بیشتر یادبگیرید ذهن قوی تری خواهید داشت.

شما باید به آموزش مستمر توجه ویژه ای داشته باشید، چرا که آموزش حداقل نیاز برای موفقیت می باشد و شما با آموزش خوب حرفه ای تر خواهید شد.

تا حالا به این موضوع فکر کردید، شما ماهانه هزینه های زیادی را صرف خورد و خوراک ، تفریح، خرید لباس و خیلی هزینه های دیگه می کنید که خیلی از اونها غیر ضروری هست، مثلا برای خوردن یه پیتزا با مخلفاتش ممکنه حدود 50 هزار تومان بپردازید، و اصلا براتون مهم نیست،  اما وقتی میخواید برای یه دوره آموزشی، مبلغی مثلاً 40 هزارتومن بدید یا یه کتاب 10 هزار تومنی بخرید،  کلی ترس و لرز دارید و دربارش فکر می کنید.

یا برای تفریح با دوستاتون یا دیدن فوتبال همیشه وقت دارید اما برای خواندن یه کتاب هیچ وقتی ندارید (اگر تابه اینجای کتاب رسیدید تبریک میگم مطمئناً شما به این قانون اهمیت میدید)

 

حتما برنامه های علمی مرتبط با کسب و کار و یا علایق خودتون رامشاهده کنید.

مجلات و کتابهای علمی را مطالعه کنید و از هر فرصتی برای یادگیری استفاده نمایید

انسانهای موفق همواره تشنه یادگیری هستند.

اگر در آن کاری که مشغول هستید بهترین و حرفه ای ترین باشید، مطمئن باشید که هیچ چیزی نمی تواند شما را از کسب درآمد و موفقیت های بیشتر باز دارد

درآمد شما در بازار کارتان ارتباط مستقیم با سطح کیفیت کار شما دارد، خودتان انتخاب می کنید که چه باشید:  عالی، متوسط یا ضعیف؟؟؟

 

برای یادگیری پیشنهاد می کنم سری به وب سایت های آموزشی ما بزنید

www.Iran-Academy.org

www.Sheikhali.ir

 

 

قانون نهم: مشتری مدار و یا بهتر از آن مردم مدار باشید:

موفقیت شما ارتباط مستقیم با ارتباط شما با دیگران دارد، همواره ارتباط مثبت و دوجانبه ای را با اطرافیانتان داشته باشید.

همواره خدمت به مردم و بخصوص مشتریان را در اهداف و کارهای خود داشته باشید.

مشتری مداری یکی از رموز موفقیت در هر کسب و کاریست، به آن بها بدهید.

همواره صداقت را در کارهای خود ملاک اصلی قرار بدهید، چرا که صداقت، ایجاد اطمینان می کند، و اطمینان مردم به شما در موفقیتتان تاثیر بسیار زیادی دارد.

هیچگاه حرفی نزنید که به آن اعتماد ندارید ویا از آن اطلاع و آگاهی ندارید، تا به چیزی مطمئن نشدید آنرا بازگو نکنید.

اگر به صداقت و راستگویی شهره شوید اعتبار بزرگی را بدست آوردید.

 

موفقیت تنها ثروتی است که با قسمت کردن آن با مردم نیز آن را از دست نمی دهید.(رابرت آلن)

 

 

قانون دهم: تنبلی را کنار بذارید، در کارهایتان سرعت عمل داشته باشید:

حتما شما هم در زندگی روزمره و کارتان با افرادی روبرو شدید که کارهایشان را خیلی با حوصله و آرام انجام میدهند، مثلا کاری که می شود در 1 روز کاری انجام داد این افراد در 2 روز انجام می دهند، از برخورد با این افراد چه حسی به شما دست می دهد؟؟؟

کسب و کار شما، اعتماد بیشتر به شما و ارائه کارهای بهتر و بیشتر به شما، همه در گرو سرعت عمل شماست.

همیشه فرصت های بهتر برای افرادی است که به سرعت عمل شهره هستند.

انجام کارها در موعد مقرر و یا حتی زودتر باعث نشاط و پر انرژی شدن شما می شود.

با انجام سریع کارهای واگذارشده به شما، مشتری و اطرافیانتان را خشنود و شگفت زده می کنید.

سعی کنید فراتر از خواسته ها کار را انجام دهید.

كارت را بكن ، نه به اندازه كارت، بلكه كمی بیشتر از آن، برای سخاوتی كه داری .ارزش آن یک مقدار کار بیشتر،  از تمام كارت بیشتر است. ” وین برگینز“

 

 

قانون یازدهم: منظم باشید:

تا اینجا آموختیم که برای موفقیت بایستی هدف داشته باشیم، حال برای اینکه موفقیت شما قطعی تر شود، باید نظم و انضباط را نیز در کارها و زندگی روزمره در اولویت قرار دهید،

نظم یعنی جای هر چیزی مشخص باشد، نظم یعنی همه چیز سر جایش خودش باشد، نظم یعنی هر چیزی را کمتر از 30 ثانیه پیدا کنید و …

شما باید خود مجبور به نظم داشتن کنید و کارهایتان را با نظم و ترتیب انجام دهید،

پیشنهاد می کنم با 5S (نظام آراستگی) آشنا شوید (متن آموزشی 5S را می توانید در وب سایت آموزشی ایران آکادمی مطالعه نمایید)

 

قانون دوازدهم: خلاق باشید:

شما خیلی باهوش تر و زرنگ تر از آنچیزی هستید که فکر می کنید، مطمئن باشید شما و بیشتر انسانهای اطراف مااز تمام ظرفیت و توان ذهنشان استفاده نمی کنند، همیشه به فکر خلاقیت و نوآوری باشید، فکر کنید و تلاش کنید تا ایده های خلاق برای موفقیت در زندگی و کسب و کارتان بیابید.

هدف های مطلوب برای زندگی و کسب و کارتان داشته باشید و بر روی آنها تمرکز کنید،

از خودتان درباره بهتر شدن کسب و کار و زندگیتان سوال کنید. از خودتان بپرسید; چطور می توانم یک کار را، بهتر به پایان برسونم، چطور می توانم مشکلاتم را حل کنم؟؟ چطور می توانم درآمد بیشتری داشته باشم؟؟

از خودتان سوال کنید و بدنبال بهترین جواب برای آن باشید.

یکی از رموز موفقیت انسانهای بزرگ در این است که از خودشان سوالات درستی پرسیده اند.

 

قانون سیزدهم: نمی توانم و نمی شود را از زندگی خودتان حذف کنید:

اگر می خواهید یک فرد موفق باشید باید با کلمات مانند نمی توانم و نمی شود خداحافظی کنید، بایستی این واژه ها برای شما بی معنی بیگانه باشند.

تلاش، پشتکار و صبــر شما را به مقصد موفقیت می رساند، انسانهای عادی و همیشه ناموفق از این جملات زیاد استفاده میکنند و ممکن است به شما هم بگویند: « این کار را نکن، تو نمی تونی » یا « این کار شدنی نیست، تو شکست می خوری» و خیلی حرفهای شبیه این جملات، 

  یادتان باشد، در قانون های قبلی هم گفتیم، این شما هستید که مشخص میکنید می شود یا نه، اگر تلاش و پشتکار و علم کافی داشته باشید، هیچ کاری نشد ندارد، پس با بهانه های الکی و یا حرفهای انسانهای عادی دست از تلاش و پشتکار بر ندارید.

ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید، که اگر تلاش کردیم و نشد، آنوقت چه؟؟

یادتان باشد، شکست پلی است برای پیروزی، پس از شکست شما کوله باری از تجربه دارید، نباید مایوس شوید، دوباره شروع کنید، با این تفاوت که اینبار کلی تجربه دارید، اگر نگاهی به زندگی بسیاری از افراد موفق بیندازید به گفته من پی می برید، آنها از شکست های پیاپی نترسیدند و به مسیرشان ادامه دادند، تلاش و پشتکار داشتند و بالاخره به موفقیت مطلوبی که می خواستند رسیده اند.

این که ما گمان می کنیم بعضی چیزها محال است بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشیم

 

قانون چهاردهم: در انتخاب دوستان و همراهانتون دقت داشته باشید:

آینده ، موفقیت و یا عدم موفقیت شما ارتباط بسیار زیادی با دوستان و اطرافیان شما دارد، اگر دوستان شما افراد تنبل و خوشگذارنی باشند، یقین داشته باشید احتمال موفق شدن شما در زندگی بسیار کم خواهد بود،

در زندگیتان با کسانی دوست باشید و رفت و آمد کنید که شما را به پشتکار و حرکت به سمت موفقیت سوق دهند.

بازهم براین نکته تاکید می کنم، در انتخاب دوست و همراه دقت داشته باشید، بهترین و صمیمی ترین دوستان شما بیشترین تاثیر ها را بر شما خواهند گذاشت.

شما از دوستان پرتلاش انرژی مثبت دریافت می کنید، تمام تلاشتان را بکنید تا در محیط هایی که مملو از امواج منفی می باشد حضور نداشته باشید.

شما میانگین 5 نفری هستید که بیشترین زمان خودتان را با آنها می گذرانید.

 

 

قانون پانزدهم: به سلامت خود اهمیت بدهید

سلامت شما مهم است، هم سلامت جسمی و هم سلامت روحی.

کلید شادابی و فکر سالم در بدن سالم می باشد، اگر تنی ضعیف و ناتوان داشته باشید نمی توانید از پس مشکلات بر بیایید. به برنامه غذایی خودتان اهمیت بدید، عادت های غذایی نامطلوب را کنار بذارید.

حتما ورزش کنید، حتی یک پیاده روی کوتاه می تواند در جسم و روح شما تاثیر خوبی داشته باشد. هیچگاه با بهانه هایی مثل اینکه وقت ندارم، سرم شلوغه و بهانه هایی مشابه از ورزش دوری نکنید.

پیشنهاد می کنم همین امروز به نزدیک ترین باشگاه منزلتون سری بزنید، لیست رشته های ورزش ها را ببینید و حداقل هفته 2 یا 3 شب به باشگاه برای ورزش بروید، و یا تعدادی بلیط استخر تهیه کنید و هفته ای 2 بار به استخر بروید، حتی یک پیاده روی در آب می تواند تاثیر بسیار زیادی در روحیه شما بگذارد، فوق العاده هست، حتما امتحانش کنید.

 

این نکته را هم فراموش نکنید به سراغ ورزشی بروید که به شما آرامش هدیه کند، متاسفانه برخی از باشگاه ها و رشته های ورزشی به واسطه آهنگ های تند و یا جو نامطلوب می تواند تاثیرات نامطلوب بر شما بگذارد.( قانون قبلی را به یاد بیارید، به همراهانتون توجه کنید)

همانظور که سلامت جسم و تغذیه مهم است، سلامت روح و روان شما هم مهم هست، عوامل زیادی بر فکر و سلامت روان شما تاثیر دارند، مکان ها و اجتماعاتی که می تواند به روان شما آسیب برساند، دوستانی که همیشه مایوس هستند و دم از یاس و نا امیدی می زنند. و موارد زیاد دیگر، همه این ها را از زندگی خود دور بیاندازید.

 

قانون شانزدهم: ثابت قدم باشید و از مشکلات و شکست ها نهراسید:

سعی کنید اهل ریسک کردن باشید. هیچگاه از شکست نترسید، خیلی از افراد به  خاطر ترس از شکست از انجام کارها  و هدف های خود دست بر میدارند.

شكست چیز مهمی نیست ترس از شكست مهم است                  ” روزولت“

ترس از شکست ذهن و قدرت تصمیم گیری شما را نابود می کند. از شکست خوردن نترسید، شکست به شما خیلی از نکات را یاد می دهد.

سعی کنید برای غلبه بر ترس،کاری را که از آن می ترسید انجام دهید،

برای افراد موفق شکست تنها تمرینی است برای پیروزی

باز هم جمله اول این قانون ، سعی کنید اهل ریسک کردن باشید ولی ریسکی که احتمال پیروزی در آن 100% می باشد، یادتان نرود تمام کارهای یک فرد موفق و با برنامه، بر روی حساب و کتاب هست و هیچگاه یکباره دل به دریا نمی زند.

شکست خوردن در مسیر ابتکار بهتر از پیروزی در تقلید است.(رابرت آلن(

 

 

قانون هفدهم: موفقیت پایان ندارد :

یادتان باشید موفقیت پایان ندارد، شما می توانید همواره یک پله بالاتر از آنچه هستید باشید.

شما بایستی همواره پیروز باشید، برای فتح قله های موفقیت باید پشتکار داشته باشید، بایستی تلاش کنید، و بر زمان خود مدیریت کنید، بدون هدف نمی توانید این قله ها را فتح کنید. قله ها را یکی پس از دیگری فتح کنید.

یادتان نرود زندگی پر است از فراز و نشیب هایی که شما را خسته می کند، اما شما نباید  تسلیم شوید و بایستید. محکم و استوار بمانید و به راه موفقیت ادامه دهید.

 

قانون آخر و بسیار مهم- در مسیر موفقیت به خداوند توکل کنید:

در راه رسیدن به موفقیت از دعا غافل نشوید، از خداوند بزرگ یاری بخواهید تا به شما در این مسیر یاری برساند، مطمئمن باشید اگر در هر کاری پس از توکل به خداوند، تلاش و پشتکار داشته باشید، موفقیت شما حتمی خواهد بود، حتماً شما هم بسیار شنیده اید که خداوند هیچ تلاش و زحمتی را بی پاسخ نمی گذارد.

 

فایل PDF این مطلب را می توانید از اینجــــا دانلود نمایید

 

امیدوارم همواره پیروز و موفق باشید.

برای یادگیری و آموزش، خوشحال می شوم، در وب سایت های آموزشی ما عضو شوید:

www.Iran-Academy.org

www.Sheikhali.ir

 

من مجتبی شیخ علی هستم، مشاور، مدرس و نویسنده در زمینه ارتباطات، مذاکره و مدیریت کسب وکار ..//.. زندگی و کسب کار ما سراسر ارتباط و مذاکره است و قرار است در این سایت اصول آن را باهم مرور کنیم ..//..

آخرین مطالب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Close