گذری بر زندگی من

مجتبی شیخ علی اگر بخوام از خودم بگم باید از دوران کودکی شروع کنم، دورانی که به هر بهانه ای به روستای پدربزرگ می رفتم و اونجا در کارهای کشاورزی کمک پدربزرگ بودم.(روزهای لذت بخشی بود.)

من متولد 22 فروردین 1364 هستم.

سال 83 رشته مهندسی صنایع قبول شدم، حدود 2 سال، در حین درس، شغل فروشندگی را هم داشتم. (اون موقع اطلاعی از اصول فروشندگی نداشتم اما تعریف از خود نباشه، فروشم خوب بود.)

قبل از اینکه درسم تموم بشه، ترم آخر، بعنوان کارشناس برنامه ریزی و تولید در یک کارخانه تولید ماشین لباسشویی مشغول شدم، یکماه بیشتر اونجا نموندم چراکه یه کار دیگه در یه کارگاه تولید قطعات خودرو پیدا کردم که خیلی بهتر بود.

توی این شرکت یه جورایی هم مدیرتولید بودم و هم نماینده مدیریت در اجرای استانداردهای ایزو برای خودروساز.

یادم هست در همون 2 ماه اول، چند نفر از کارکنان اونجا که اصلاً کار نمیکردن را اخراج کردم، با تعداد کارگر کمتر، میزان تولید را بیشتر از 2 برابر کردیم. قطعه ای که روزانه نهایتاً 2300 عدد تولید میشد، به مرز 5000 عدد رسیده بود و در کنار این اتفاق مشتری ناراضی تبدیل به مشتری راضی شد.

عکس بالا مربوط به یکی از جلساتی هست که پیش از بازرسی ها داشتیم، من اون گوشه سرم به کاره، آقایی که به دوربین نگاه می کنه، مشاور سازمان بود و فرد روبرو هم مدیرعاملمون بود.
 

توی این شرکت توی همون چند ماه اول چندین بار ممیزی و بازرسی استانداردهای ایزو از طرف سازه گستر سایپا، مهرکام پارس (وابسته به ایران خودرو) ، URSانگستان و رویال سرت شدم که در خیلی از این ممیزی ها موفق بودیم.

در همین حین بعنوان بازرس کیفی سایپا پذیرفته شدم اما بخاطر حقوق کمی که میدادن رهاش کردم.

سال 88 اولین پروژه کاری خودم را گرفتم، یک شرکت صادرات مواد غذایی، یادم هست فشار روانی که در اوایل اجراش بهم وارد شد خیلی زیاد بود. این شرکت میخواست استاندارد سسیستم مدیریت کیفیت را پیاده سازی کنه. اواخر همون سال، پروژه دومم را هم قرارداد بستم و خیلی زود اون را اجراش کردم.

انتهای سال 88 مصادف شد با واقعه تلخ سربازی و از بخت خوب من، 5 ماه دوران آموزشی طول کشید. ( 2 ماه آموزش معمولی، 2 ماه هم دوره کد، 1 ماه هم بین این ماه ها تلف شد)

بهار 90 دوباره به بازار کار برگشتم و بعنوان مشاور سیستم های مدیریتی با چند شرکت شروع به کار کردم، صبح ها میرفتم پادگان و بعدازظهرها کار مشاوره استقرار سیستم های مدیریتی و ایزو را انجام میدادم.

اون زمان یکی از رویاهای من تدریس کردن بود، فکر میکردم تدریس کردن یکی از سخت ترین و دست نیافتنی ترین کارهای دنیاست.

در حین مشاوره هایی که میدادم، با اصول بروز مدیریت بیشتر آشنا شدم، صنایع مختلف را دیدم و تجربه کردم، با افراد و مدیران موفق آشنا شدم و از اونها درس های زیادی گرفتم و در این میان به حوزه مشتری مداری فوق العاده علاقه مند شدم، اون زمان استاندارد ایزو 10002 که مرتبط با رسیدگی به شکایات مشتریان بود را در برخی از سازمانها اجرا کردم، استاندارد فوق العاده ای برای مدیریت شکایات مشتریان هست. از اون زمان در این زمینه خودم را توسعه دادم و حتی مشاور چندین شرکت بزرگ در این زمینه شدم.

سال 91 ایده راه اندازی وب سایت آموزش مجازی به ذهنم خورد، گشت و گذار مفصلی توی اینترنت کردم و فهمیدم این کسب وکار موفقی میتونه باشه.

یادمه قبلش هم تصمیم داشتیم یه نرم افزار تحت وب بسازیم و حتی این ایده ما توسط مرکز رشد پذیرفته شد و تا یه قسمتهایی هم جلو رفتیم اما خب، هر وقت جلوی ضرر را بگیرم منفعته. وقتی فهمیدم نمیتونم در این زمینه موفق باشم اون کار را کنار گذاشتم.

آموزش مجازی را با سایت ایران آکادمی شروع کردیم، یادم هست که چند ماهی درگیر انتخاب اسم بودم و ماحصل همه این فکرها شد ایران آکادمی.

ایران آکادمی را با آموزش های ایزو شروع کردیم و اون موقع استقبال از این آموزشها خوب بود، ما توانسته بودیم آموزش مجازی این استانداردها را که معمولا همه جا برگزار نمیشد را بصورت مجازی آماده بکنیم و هر فردی از هرکجا میتونست این آموزشها را ببینه.

یادمه در شروع راه اندازی سایت کلی پشت سرمون حرف میزدن، یکی میگفت اینها کلاه بردارن، مگه میشه این آموزش ها را مجازی کرد؟ یکی دیگه توی یکی از انجمن ها، نوشته بود: اینها را باید به پلیس فتا معرفی کنیم.

با همه این دردسرها سایت کارش را شروع کرد و خوشبختانه الان در زمینه آموزش های مجازی در حوزه مدیریت و کسب و کار یکی از سایت های شناخته شده هست.

برگردم به داستان زندگی خودم:

همیشه دوست داشتم فردی موثر در جامعه باشم و علاوه براون کار برای دیگران را هم دوست نداشتم. با مشاوره و استقرار سیستم های مدیریتی شروع کردم و با حضور در شرکت های مختلف، چه بعنوان مدرس و چه بعنوان مشاور، به مرور فهمیدم، موضوعی که پراهمیت تر از مباحث سیستمی و مدیریتی است، قدرت ارتباطات است. اینکه چقدر انسان ها و ویژه تر مدیران کسب وکارها میتوانند ارتباط مناسب برقرار کنند و چقدر میتوانند مذاکره کنند.

شیخ علی

چقدر مدیران و کارشناسان ما، مذاکره کننده گان حرفه ای هستند و چقدر با اصول مذاکره و ارتباطات آشنا هستند. زمانی که صحبت از ارتباطات و مذاکره میکنم، نگاهی وسیعی به ابعاد مختلف سازمان، از ارتباط و مذاکره با کارکنان و سهام داران گرفته تا ارتباط و مذاکره با مشتری ها و یا اینکه چطور با استفاده از ابزارهای بازاریابی می توانیم ارتباط موثر با مشتری ها داشته باشیم.

با تجربه ای که در حوزه های مدیریتی و مشاوره در سازمانهای مختلف داشتم و مذاکره های زیادی که با مدیران مختلف داشتم و مهمتر از آن درسهایی که از مدیران حرفه ای کسب و کارها و آموخته هایی که از اساتید خوبم مانند مهندس شعبانعلی، مهندس آقایی، مهندس حصاری، مهندس رایت، مهندس خدابخشی و بسیاری اساتید دیگر (چه حضوری و چه از طریق آموزشهای مجازی) و مرور کتاب های اساتید برتر دنیا بدست آوردم، شروع به آموزش و مشاوره سازمان ها در حوزه ارتباطات، مذاکره و کسب و کار کردم، آموزشهایی که خوشحال هستم، به افراد زیادی ارائه شد و در این میان، بودند دوستانی که به گفته خودشان این آموزشها توانست ایده، الگو و جرقه ای را برای انها ایجاد کند که بهتر از دیگران باشند.

شیخ علی

آموزش اصول مذاکره برای مدیران سازمان منطقه آزاد چابهار

در یکی از مشاوره های تلفنی که با یکی از مدیران صنعت گردشگری داشتم، ایشان به من گفتند: " نکته های خوبی میگی، اما یه انتقاد و ایراد بهت دارم. انتقادم اینه که چرا دیده نمیشی؟ چرا باید تورا کمتر بشناسن؟ اگر دیده بشی، مطمئناً افراد بیشتری میتونن از این نکته ها استفاده کنن"

(امیدوارم واقعاً اینطور بوده باشه)

چند وقتی از این حرف گذشت تا اینکه از سال 95 به فکر راه اندازی سایتی افتادم که در کنار گپ و گفت های صمیمی تر، بتوانم این آموزش ها را در حوزه های ارتباطات، مذاکره و مدیریت کسب و کار، بصورت مجازی و متمرکز بر روی یک سایت (بجز ایران آکادمی) ارائه کنم،

سایت Sheikhali.ir متولد شد و قرار است اینجا بیشتر در خصوص ارتباط و مذاکره صحبت کنیم، در خصوص اهمیت آن در توسعه فردی و توسعه کسب و کار صحبت کنیم، محوریت مباحث بر روی کسب و کارها خواهد بود اما گهگاهی نگاهی هم به توسعه فردی در زمینه های مرتبط خواهیم داشت، چرا که تا زمانی که مدیری نتواند خودش را توسعه بدهد، نمی تواند برای کسب و کارش به فکر توسعه باشد.

به قول جیم ران زمانی موفقیت ما به حد عالی میرسد که در زمینه توسعه فردی هم به حد اعلا رسیده باشیم

زمانیکه مشغول خواندن کتاب آیین دوست یابی دیل کارنگی بودم، در مقدمه خواندم که علت موفقیت افراد موثر و ثروتمند جامعه، 85% قدرت ارتباطات و تنها 15% دانش تخصصی آنهاست.

در این سایت هم میخواهیم بر روی قدرت ارتباطات بیشتر کار کنیم و در کنارش به مسائلی که می تواند در رشد کسب و کارها موثر باشد بپردازیم.

 

Close